اطلاعیه شماره ۲ انتخابات پنجمین دوره هیات اجرایی

سلام به همه‌ی ۰۲۱‌ای‌های عزیز
چنان‌که مستحضرید و در نوشته‌های قبلی دوستان ذکر شد، دوره‌ی یک‌ساله‌ی هیات اجرایی کنونیِ «سمپادی‌های یزدی مقیم تهران» در اسفندماه به پایان می‌رسه و قراره که هیات اجرایی دوره‌ی جدید -که پنجمین دوره خواهد بود- در پاتوق اسفند انتخاب بشن.
لذا به این وسیله از تمامی علاقمندان واجد شرایط، دعوت می‌شه که نامزدی‌شون رو برای عضویت در دوره‌ی آتی هیات اجرایی، حداکثر تا پایانِ آخرین روز بهمن‌ماه ۹۳ اعلام کنند.
ادامه خواندن اطلاعیه شماره ۲ انتخابات پنجمین دوره هیات اجرایی

نتیجه‌ی انتخابات چهارمین دوره‌ی هیات اجرایی

انتخابات چهارمین دوره‌ی هیات اجرایی انجمن «سمپادهای یزدی مقیم تهران» در روز چهارشنبه ۹۲/۱۲/۷ همزمان با پاتوق اسفندماه، از ساعت ۲۰ الی ۲۱ برگزار شد و از مجموع ۴۳ رای اخذ شده، خانمها و آقایان
۱. مریم یزدان‌پرست با ۳۶ رای
۲. ابوالفضل صادق‌پور با ۲۸ رای
۳. سعید پرور با ۲۳ رای
۵،۴. حمیدرضا حیدری‌مقدم با ۲۲ رای
۵،۴. رضیه شاهدی با ۲۲ رای
به عنوان اعضای اصلی و
۶. مهسا کرامتیان با ۱۹ رای
۷. حامد بهادرزاده با ۱۸ رای
به عنوان اعضای علی‌البدل هیات اجرایی، برای مدت یک سال برگزیده شدند.

با تشکر و سپاس از زحمات هیات اجرایی دوره‌ی گذشته، برای منتخبین جدید آرزوی موفقیت داریم.

40 سال بعد در چنین روزی

یکی از اعضای انجمن تو یکی از برنامه‌های کوه – فکر کنم دربند- می‌گفت که خیلی دوست دارد که بچه‌ها، سالهای سال تو برنامه انجمن شرکت کنند، حتی آن وقتی چهار تا بچه داشته باشد. هر چند من با گفتن – “حالا نمی‌شه به دو تا بچه رضایت بدی”- این آرزو را به شوخی گرفتم اما حقیقتش بعدا که فکر کردم دیدم عجب رویا زیبایی می‌تواند باشد. دوستانی که از دوره‌ی راهنمایی ریشه مشترک دارند و سالهای سال می‌توانند دوستی‌هایشان را با طروات نگه دارند.

ادامه خواندن 40 سال بعد در چنین روزی

ادامه مثنوی 70 بیتی اندر احوالات سمپاد و سمپادیان!

سلام، لطفا اگه قسمت اولشو هنوز نخوندید حتما ابتدا اونو بخونید. متشکرم

 

و اکنون دهم شرح راجع به خود             که ناگه نپنداریم چون نخود

گهی “ممد” و گه “مَمَل” گفته اند           گهی عاقل و گه مَچَل گفته اند

مخاطَب،مخاطِب، مخا و مخی                به هیکل مرا گفته اند چون نخی!!!

همه گونه دوست و رفیق داشته ام         نبوده ست تخمی که نگذاشته ام!

چو در قافیه سخت آشفته ام                 در آن بیت قبلی چنین گفته ام

 

چنین باشد احوال “سمپاد” ما                تو گر دوست داری کنی یاد ما

همیشه سری زن به 021                     که خوانی بلاگ های ما یک به یک

 

 ٭ امید آنکه پروردگار جهان           مصون دارد این جمع درهر زمان٭

مثنوی 70 بیتی اندر احوالات سمپاد و سمپادیان!

بنام خداوند گیتی فروز                              همان آفریننده شام و روز

خداوند خاک و خداوند مور                          کزو گشته عالم  پر از عشق و نور

همان کس که چون عزم بنیاد کرد                 جهان را به یکباره آباد کرد

ادامه خواندن مثنوی 70 بیتی اندر احوالات سمپاد و سمپادیان!

داود ابوترابی زارچی

سلام

از دوشنبه ماتم گرفته ام که برای امروز چی بنویسم،آخه من تا امروز توی هیچ وبی مطلب ننوشتم.

یه مطلب دو سه صفحه ای نوشتتم که تایپش کنم ولی وقتی که دوباره خوندمش دیدم ای بابا این که یه سری خاطره شخصی بین من و دوستای همدوره ایم هستش که شخص ثالث چیزی از اون متوجه نمی شه برای همین بی خیال شدم و فقط به معرفی خودم بسنده می کنم.

داود ابوترابی زارچی:  ورودی 74 و خروجی 81

قراره 5 شنبه ها همراه  “ممد” پست بنویسیم -اگه منو تنها نذاره و به  غروب جمعه ها کوچ نکنه-

در آخر یادی می کنم از آقای رحیمی که سمپادی بودنم رو مدیونش ام.شنیده ام سکته کرده و عمل باز کرده ،خدا حفظش کنه.

راستی یکی به من بگه عکس نفر آخر سمت چپ کیه؟

یا حق

 

بدون عنوان

سلام

طبق سنت مرسوم از پست هاي قبل خودمو معرفي مُكنم:

الهام يزداني: خروجي 81  سمپاد-  خروجي 85 صنايع شريف و خروجي ؟ MBA شريف- در حال حاضر هم مثلاً به عنوان كارشناس كنترل هزينه يك پروژه 1.2 ميليارد يورويي! مشغول كار هستم ولي در واقع وبلاگ آپ مكنم!

عاشق چرت و پرتاي مديريتي! هستم، هم از نوع شنيدن و هم از نوع تحويل دادن به بقيه، سعي مكنم تو اين وبلاگ هم تا حد ممكن از اين چرت و پرت ها براتون بنويسم شايد يه پايه پيدا كردم. از همه بر و بچ كه اين وبلاگو راه انداختن تشكر مكنم، فقط مي دونم راحله جزئشون بوده پس راحله و بقيه دستتون درد نكنه

راستي من پُري دست نوشتنُم خوب نيست، خلاصه از همين اول از محضر همه علما پوزش مطلبم.

به منظور حفظ ثبات و پايداري در محيط رقابتي و پرتلاطم وبلاگ نويسي! بر آن شدِم نوعي مزيت رقابتي براي خويش دَر وَكنم و آن ايده ناب كه به ذهن گنجشكوارمان خطور نمود، نگارش مطالب با لهجه شيرين يزدي بود. اميدوارم كه خَشِتون بشه

تا پست بعد خدا نگهدار- كامنت يادتون نره

معارفه سه شنبه

با سلام
راستشو بخواین اول به احترام وبلاگ نویسای روز یکشنبه نمی خواستم بنویسم، چون این طوری روزهایی که مطلب تو وبلاگ داریم یه در میون می شد (شنبه و دوشنبه و چهارشنبه). ولی خوب از اونجا که همیشه لیدی ها فرستن و از طرفی، دوست گرامی خانم یزدانی هم رسم احترام بزرگتر رو نگه داشتن و همچنین اینجا فقط قراره معرفی بشیم، می نویسم :
اول از همه عضویت خودمو به جامعه وبلاگ نویسان تبریک می گم؛ شایدم باید تسلیت بگم، شایدم باید به شما تبريك بگم و به خودم تسليت…شايدم برعكس

دوم اینکه من نمی دونم اینجا باید چی بنویسیم : مسایل سیاسی (که اصولا جدا ممنوعه!)،مسایل علمی، اتفاقات روزمره، بحثهای داغ بزن بزن، جملات جدی یا طنز یا احساسی یا هر چه دل تنگم می خواهد و از این حرفا. (يكي لطفا يه كم توجيه كنه)

جهت معرفی هم باید مختصر و مفید بگم که من مهیلا دادفرنیا هستم فارغ التحصیل ۷۹ سمپاد، ۸۳ علم و صنعت، ۸۷ امیرکبیر(ایشالا)
در ضمن از اونجا که معمولا تو معارفه مجبور مي شم خودمو دوبار معرفی  کنم، ممنون می شم اگه این خط بالا رو دوبار بخونین
منتظر مطالب استثنایی ما باشین ;)

وای… بازم دوشنبه شد!

سلام

مثل اینکه قراره توی این اولین نوشته خودمون رو معرفی کنیم و مثل اینکه همه راحله رو می شناسن و باز مثل اینکه من یه خورده ناشناخته ام!!

برای شناختن فک کنم دونستن اینکه پونزده ساله که دوست راحله ام کافی باشه!!! حتی فک کنم یه خورده زیادی هم باشه 😉

خوب…

من مثل بقیه دوستان نویسنده قهاری نیستم و هنوز خودم هم نمی دونم که قراره اینجا در مورد چی بنویسم؛ ولی خوب،  یه دو هفته ای وقت دارم برای نوشتن D:

راستی! من مریم قاسمی خروجی 79 و فارغ التحصیل از مهندسی و علوم کامپیوترم.

آخیییییییییش! تموم شد 🙂