نامطابق

باربد و شاهین دو سالی می شد که با هم زندگی می کردند. باربد از ابتدا آدم خاصی بود و تمایلات ویژه ای داشت؛ تا اینکه در شب تولد بیست و پنج سالگیش متوجه شد که یک خون آشام است.


تغییرات فیزیولوژیکی به سرعت رخ داد و باربد نیاز به خون را شدیدا احساس کرد و بنابر غریزه با خوردن خون گردن شاهین نیازش را تامین کرد. شاهین بیچاره که تا آن موقع چنین رفتار سبعانه ای از باربد ندیده بود فرار را بر قرار ترجیح داد و رفت که به پلیس خبر دهد. غافل از آنکه، دقایقی بعد، خون آشام بدشانس بر اثر خوردن خونی نا مطابق با گروه خونی اش دچار تشنج شده و مرده بود.

منتشرشده توسط