هفدهمین پاتوق سمپادی های یزدی مقیم پایتخت

اصم یه شعره، اصم یه قصه س

اصم رهایی از رنج و غصه س

با ما سفر کن…دریا به دریا، ساحل به ساحل، تا اوج رویا

کاشکی تو باشی همسفر ما … تا بی نهایت، بال و پر ما

اصم همیشه همسفر میخواد

دل کندن از غم بال و پر میخواد، بال و پر میــــــخواد

با توجه به انتقادات و پیشنهاداتی که از طرف دوستان به دفتر اصم واقع در ضلع شمالی خیابان اویار قاسم رسید و همچنین تماس های تلفنی مکرری که خواب را از چشمان اصم ربوده بود، بر آن شدیم تا مکانی متفاوت را برای پاتوق این ماه برگزینیم.  بنابراین جستجوها توسط اعضای اصم در گوشه و کنار این شهر آغاز شد و خوشبختانه در اولین جستجو به توافق نهایی رسیدیم، باشد که مقبول جمع افتد.

هفدهمین پاتوق سمپادی های یزدی مقیم پایتخت

برای اولین بار در مکانی متفاوت

مطابق با ذوق و سلیقه یه سمپادی اصیل

رستوران بزرگ و مجلل شاطر عباس واقع در چهارراه پارک وی

زمان: جمعه 6 آذر 1388، از ساعت 18 تا 20:30 بعد از ظهر

با توجه به هماهنگی های انجام شده با مدیریت رستوران،  فقط در محدوده ساعتی اعلام شده در محل حضور یابید.

شما لایق بهترین ها هستید

با ما باشید

منتشرشده توسط

اصم

ابوترابی + صادقی + مختاری

24 دیدگاه برای «هفدهمین پاتوق سمپادی های یزدی مقیم پایتخت»

  1. به همین خیال باشین که کسی در همین محدوده زمانی بیاد….منم نیستم که بگین حداقل یه نفر به موقع اومده بود!!؛-)

  2. لازم به تذکر مجدده که این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست، زمان پایان برنامه همون 20:30 هستش.
    لطفا دوستان در موعد مقرر تشریف بیارن.

  3. از اصم تشکر فراوان داريم جهت سعی در تنوع برنامه ها
    فکر کنم بهترين روش برای نشان دادن قدرشناسی به تلاش اصم، حضور به موقع در پاتوق است.
    اطلاعات بيشتر (به همراه منو و قيمت ها) در مورد محل پاتوق هم از اين لينک قابل دسترسی است:
    http://fidilio.com/restaurants/drestaurants.asp?page=restaurants&nameres=m89&title=%D8%B4%D8%A7%D8%B7%D8%B1%20%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3

  4. خانم شهرزاد همه پستا،كامنت ميذارين ولي نمياين؟؟اگه قرار شد بيد كامنت نذارين ما ميفهميم ميت.
    يه خبر ناراحت كننده به دوستان.متاسفانه منم يزدم

  5. راستي حتمن منوشو يه نيگا بندازين.امين جون پيشنهاد ميدم سوپ جو بخوري

  6. من دوغ رو به امین پیشنهاد میدم…پس از یه غیبت طولانی…منم ایشالله مثه همیشه سر وقت میام!

  7. یاد کلامی افتادم، شاعر میگه:
    شاطر کلامک ساحر
    بیا وخامت حلوه
    فقد استمسک ماهر
    معنی شعر:
    ای شاطر که در سحر مهارت فراوان داری
    به کمکم بیا که اوضاع بد وخیم شده است.
    معلومه خوب اصم تو دام شاطر افتاده. تا باشه از این داما باشه.

  8. من که نیستم ولی خواهشا این سری دیگه کاری انجام ندت که این رستوران هم راتون ندن :))

  9. خیلی حال دادین همگی،
    احسان جوون دستت درد نکنه بابت هماهنگی ها. H عزیز بابت حساب و کتابها، محمد عزیز بابت تمامی دوستی که در حق من روا داشتی و همه دیگر دوستان که شبی خوب را در این روز و شب های عزیز رقم زدین.
    سعید جوون خوشم اومد از هوشت، چطوری تونسته بودی حدس بزنی 23 نفر؟؟ اگر چه بعدش خرابش کردی ولی بازم کارت درسته. راستی تو که تو کار estimation هستی بیا دست ما رو بگیر این پروژه رو ختم به خیرش کنیم.

  10. شب خوبي بود دست همگي درد نكنه به خصوص احسان و داود.
    جا داره از اون پرشيا كه اجازه داد احسان از خيابون رد بشه تشكر كنم!

  11. اوه اوه یادم رفت از این یکی احسان عزیز به خاطر همراهی در مراسم بستنی متری (به قول دوستان برجی ) خورون تشکر کنم، میگم احسان جوون با ما باش چیزای خوب خوب نصیبت میشه، یه نمونه اشو دیدی.

  12. آقا فوق العاده بود
    دست همگی درد نکنه
    شب جمعه…
    غذای اصیل ایرانی با مخلفات کامل…
    منظره عالی…
    از همه مهمتر، این کل کل خانم دکترا با آقایون مهندس باشخصیت مملکت مَنا مُرد.

    تکی جون
    اون پرشیای مشکی با تودوزیهای زرشکی هم خیلی حال داد.
    دستت درد نکنه

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.