روایت خشکسالی و دروغ روی صحنه

در راستای اهداف فرهنگی تربیتی انجمن سمپادی های یزدی مقیم مرکز، یک تئاتر با موضوع اجتماعی را برای این هفته شما در نظر گرفته ایم:

نمایش”خشکسالی و دروغ” به نویسندگی و کارگردانی محمد یعقوبی

يعقوبي، نام نمايشنامه «خشكسالي و دروغ» را بر اساس يكي از دعاها و گفته‌هاي داريوش اول درباره مردم ايران زمين، انتخاب كرده است. او در نگارش نمايشنامه خشكسالي و دروغ با بررسي زندگي يك وكيل و دستمايه قرار دادن روابط امروزي ميان زنان و مردان، به زندگي انسان‌هاي‌ معاصر و مسائل فردي آنها در روابط اجتماعي پرداخته است.

. مهدي پاكدل، بازيگر مورد علاقه يعقوبي و پاي ثابت كارهاي اخير او يكي از نقش‌ها را به عهده دارد و علي سرابي، آيدا كيخايي و رويا دعوتي هم از بازيگران ديگر نمايش هستند.

زمان برنامه: سه شنبه 10 شهریور 1388 ساعت 20

مکان: تالار چهارسو واقع در تئاتر شهر

برای رزرو بلیط این تئاتر، لازم است دوستانی که مایل به شرکت در این برنامه هستند، تا ساعت ۱۵ روز دوشنبه 9 شهریور، حضور خود را با گذاشتن کامنت اعلام کنند. به درخواست های بعد از این تاریخ و ساعت، ترتیب اثر داده نخواهد شد.

البته همانطور که دوستان مستحضر هستند، حادثه هیچگاه خبر نمی کند و ممکن است که موفق به رزرو بلیط این تئاتر نشویم. در این صورت کنسل شدن برنامه را در اسرع وقت به اطلاع دوستان خواهیم رساند.

باز هم این نکته را قابل ذکر می دانیم که راس ساعت ذکر شده، افراد در محل حضور داشته باشند.

برای آشنایی بیشتر با موضوع تئاتر می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:

 نگاهی به نمایش”خشکسالی و دروغ” نوشته و کار محمد یعقوبی

عکس های نمایش “خشکسالی و دروغ” در تالار چهارسو

شما لایق بهترین ها هستید

با ما باشید

 

منتشرشده توسط

اصم

ابوترابی + صادقی + مختاری

13 دیدگاه برای «روایت خشکسالی و دروغ روی صحنه»

  1. 1) خانم دادفرنیا، تا کی میخواهید هشدارهای اصم را جدی نگرفته و بعد از زمان مقرر کامنت بگذارید؟ به مناسبت آزادی حمزه، اینبار نیز از کنارش گذشتیم.
    2) برای تمام افرادی که کامنت گذاشته اند بلیت گرفته شده است، تغییر کوچکی در ساعت برنامه ایجاد شده است، راس ساعت 7:45 دقیقه جلوی تئاتر شهر منتظر شما هستیم.
    3) لطفا مساله ترافیک در لحظات نزدیک به زمان افطار را مد نظر قرار داده، به موقع در محل قرار حاضر شوید. (آقای صبری شما نیز مشمول این اخطار هستید)

  2. در پاسخ به اصم: خاهش می کنم. دیدم بدون من به دوستان خوش نمی گذره مجبور شدم بیام
    B-)
    می خاین نیام؟

  3. خانم دادفرنیا! خانم دادفرنیا!
    دست نگه دارین، دست نگه دارین!
    البته که بدون شما به دوستان خوش نمیگذره.
    این چه حرفیه! فقط خواستیم یادآوری کنیم یه کم زودتر کامنت بذارین.

  4. با سلام
    خیلی خوش گذشت
    شلوغ بازی و پر چانگی های خانم دادفرنیا و غیاثوندها
    سکوت یکنواخت معنادار بهمراه لبخند های ملیح و نادر خانم های محق و فلر
    بحث های داغ سیاسی ، احسان و دولت دهم
    خنده های پیوسته و پاچه خواری های رجا،
    همه و همه در انتهای برنامه مزید بر علت شد که شب بسیار خوشی را در کنار دوستان رقم بزنیم
    شبی در رستوران سپید و سیاه / با آژیر شکم و جبر رقم

  5. شب خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت هر چند اسم تاتر دروغ خشکسالی، دروغ از آب در آمد.

    از دست پخت اقای ابوترابی و زحمت های بعدی چای و خرما تشکر می کنم.

    به نظرتون با اون سان شاین به اون گندگی وقت می شد پرچانگی یا همون خوش صحبتی که منظور تون بوده، هم کرد.

    خانم های غیاثوند هم که با مجله و خوش صحبتی های شما سرگرم بودند!

    لطفا در کامنت های بعدی تجدید نظر بفرمایین 🙂

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.