دلگیری

گفته می شود که فردی ظرف دو ساعت از قله اورست بالا رفت و از آنجا که رکورد صعود به قله بیست و چند ساعت بود،تعجب همگان را برانگیخت و خبرنگاران از سراسر دنیا هجوم آوردند پای قله تا با طرف مصاحبه کنند.یکی از خبرنگاران پرسید که شما انگیزه تان چه بوده از این صعود ضرب الاجلی؟طرف پس کله اش را خاراند و گفت:انگیزه منگیزه چیه؟بار مار داری بده ببریم بالا.


این نقل بی ربط به حکایت قشر مستضعف نیست.از مشکل اساسی آنها-جا و مکان-که بگذریم می رسیم به انگیزه شان برای ادامه حیات.انگیزه منگیزه در کار نیست.طرف مجبور است برای گرفتن شیر دولتی از بقال با صفا که وفا چاشنی رفتار ظاهری اش است،سه بسته زیتون و چهار بسته آدامس خارجی هم بخرد.اما آن پیرمرد بدبخت دندان ندارد که زیتون بخورد و آدامس بادکنکی را بجود و صدای تلق و تولوق در بیاورد.اگر بفهمد که شیر به او نمی دهید دلگیر می شود.
ولی خیلی ناراحت نباشید،سعی کنید در یک ظهر تابستانی بعد از پیاده روی در خیابان های پردود،به محض شر شر عرق ریختن از سر و رویتان،جلو انظار خودتان را قلقلک بدهید و بخندید.قلقلک نسخه ای محشر است.بخندید تا نشاط عمومی را افزایش دهید.

منتشرشده توسط

2 دیدگاه برای «دلگیری»

  1. این روزها مخ من یکی که حسابی تعطیله، بارها پست گذاشته شده رو خوندم اما از چیزی سر در نیاوردم، اگه که ممکنه یه مقدار منو راهنمایی کنید.

  2. طرف رکورد چند روز رو به چند ساعت رسونده ولی براش مهم نیس.از اونطرف یه شیر دولتی چند برابر قیمت شیر آزاد خریده ولی خوشحاله که شیر د.لتی خریده.در نهایت تظاهر به شادی.فریب خوردن انسان توسط خودش

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.