گزارشی ناقص از تئاتر رفتن چند سمپادی

 

امروز یعنی دیروز با چند تا از بچه های سمپادی رفتیم تماشای تئاتر!

تئاتر پیشنهاد کاملا غرض ورزانه از طرف برونکا با همکاری صمیمانه پدر پسر شجاع  بود. البته به ما که خیلی خوش گذشت و کلی خندیدیم.

ساعت هماهنگ شده در 021 ساعت 5 بود . سردار جنگل و بدون شرح که طبق معمول دیر کرده بودند  با عجله و دوان دوان و غیبت کنان در 16 آذر روانه بودند که ییهو به مخلص حمزه خان هم هستیم  رسیدند و فهمیدند که نه هنوز هم خیلی دیر نشده .

در همین گیر و دار خبر از مفقودی کیف پر پول و پرکارت مسافر کوچولو رسید که برنامه رو در آغاز به همه زهرید و ما اصلا در تئاتر نخندیدیم و حتی یک دقیقه سکوت هم کردیم !

 مخملباز هم مدرسه اش دیر شد و پشت در بسته ماند. هیچ جوری هم بهش اجازه ندادند که بیاد تو.

برونکا هم  که مرد روزهای سخت بود رفت تا کمکی نماید و نتیجه آن شد که خودش رو هم راه ندادند !

بعد از تمام شدن تئاتر و سر و سامون گرفتن نردبون، به مناسبت پیدا شدن کیف خالی از پول مسافر کوچولو در تهرانپارس و تسکین پشت در ماندن دو تن از دوستان، تصمیم بر آن شد که شام رو در جوار هم بصرفیم.

فردی و چاردست که ماشین داشتند مصرانه خواستند که همه رو به صورت طبقاتی برسونند اما ما سمپادیهای مصلح الگوی مصرف پیاده مسافت را درنوردیدیم !

شام خوشمزه رو هم طبق معمول با مزه پرانی های دختر مهربان خوردیم و بعد نخود نخود…

 

پی نوشت 1 : هر کاری کردم ایشی زاکی و fox(news)  در گزارش نگنجیدند . به من چه که خودشون خیلی ساکتن.

پی نوشت 2 :  به نظر شما اگه من اینجا رسما از کلیه مشتریان و کارکنان اون رستوران عذرخواهی کنم ممکنه باز ما رو اونجا راه بدن ؟

منتشرشده توسط

13 دیدگاه برای «گزارشی ناقص از تئاتر رفتن چند سمپادی»

  1. این دفعه هم موفق نشدم چوبین رو از بین ببرم اما دفعه بعد حتما موفق خواهم شد
    ولی چه غرضی ! چه کشکی؟ راستی من اصلا کشک دوست ندارم.

  2. متن خیلی باحالی بود. در مورد پی نوشت 2، اگه شما خانم میراعلمی معذرت خواهی کنید شاید دفعه دیگه راهمون بدن، ولی با توجه به کارهایی که سردار جنگل انجام داد، بعید می دونم معذرت خواهی شما ثمری داشته باشه.

  3. مخمل این همه راهو بکوب میاد ولی به خاطر 2 دقیقه راهش نمیدن بره داخل تازه شرمنده برونکا هم شد ، حالا می خواد چوبینو کت بسته بگیره تحویل برونکا بده تا هر بلایی که دلش خواست سرش بیاره!
    راستی چوبین کیه؟

  4. مسافر کوچولو از ابراز همدردی دوستان کمال تشکر را دارد و به خاطر زهروندن تئاتر به دوستان متاسف است

  5. انگلیسی اسمو نوشتم تا کسی‌ چیزی دیگه نخونه!

    راستی‌ بچه‌هایی‌ که اون شب اومدن،همه با هم: پشت چراغ،پشت چراغ!!!

    الووو؟!

  6. سلام به همه دوستان،
    متن به نظر خیلی قشنگ میاد، ولی بهم احساس خوبی نداد، احساس اینکه دیگه بینتون نیستم، و دیگه از کنایه های با مزه دوستان چیزی سر در نمی یارم.
    فقط می تونم بگم خیلی خوشحالم که خوشحالید.
    یا حق.

  7. سلام سینا جون
    غمت نباشه، دوران فراق به شوق دیدار کوتاه است.
    به قول یکی، تو از نیروهای خودی بودی و هیچ وقت خودت و یادت فراموش نمی شه.
    این متن هم کنایه نیست، بعد از تئاتر، سر میز شام روی یه کاغذ، اسامی افراد حاضر رو نوشتیم و از هر کسی خواستیم راجع به افراد مذکور یه کلمه بنویسه بعد هم در حضور جمع خوندیمش.
    و یک اسمو برای هر شخص انتخاب کردیم که حاصلش اسامی هست که توی متنه. با توجه به شناختی که از ما داری حدس بزن هر شخص کیه؟

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.