آن چه در چیتگر گذشت؟ ( یا چیتگر، ما و جوجه کباب)

جمعه این هفته، یکی از روزهای خوش جمع سمپادی ها رو طی کردیم، واقعا عالی بود. در ابتدا از حامد به خاطر زحماتش تشکر مخصوص می کنیم همچنین از رجا، مصطفَین( لیوانی و نشاسته گر) و بقیه دوستان که اگه بخوایم اسم ببریم باید از همه افرادی که ما رو در این گردش همراهی کردند ، نام ببریم چون اگه همراهی همه نبود این قدر خوش نمی گذشت، همه، حتی پارسا کوچولو.

برنامه مثل همیشه با یه کمی که چه عرض کنیم! با ساعتی تاخیر شروع شد. والا اگه ما بدونیم کی دیر کرده! یه صبحونه مفصل در ابتدا و یه دوچرخه سواری عالی در ادامه و با کم ترین تعداد مصدوم، البته اگر از تصادف دلخراش دوچرخه مصطفی.ل صرف نظر کنیم که فقط و فقط منجر به خسارت مادی شد! ( کج کردن رینگ دوچرخه کار هر کسی نیست، والا ما که هر چی فکرشو کردیم نفهمیدیم که چطو شد که ایطو شد؟؟!! واللللا ) بعد از برنامه دوچرخه سواری همگی به سمت آبشار حرکت کردیم.

صرف ناهار با کلی دود و دم و سهم اجاق و حال و هول و خاکستر و هان دیگه! چی؟ خودت، می دونی؟؟؟!!! خیلی حال داد، ایده طبخ گوجه هام هم از اون ایده ها بود، بماند! از اسراره. صرف ناهاردستپخت بچه ها، قسمت متمایز برنامه در مقایسه با برنامه های قبلی بود. در ضمن از گروه دلسوزان هم عذر خواهی می کنیم چون، حتی برای یه لحظه هم قبل از خوردن ناهار سکوت برقرار نشد چه برسه به یک دقیقه. مراسم اختتامیه، آتش بازی دوستان بود که خیلی حال داد و توی اون هوا واقعا چسبید. ( راستی تا یادمون نرفته، حمزه این شکلات ما چی شد؟؟؟ جواب حمزه: آب هنوز جوش نیومده!!!! )

جای همه دوستان غایب، خالی بود. هوا هم بر خلاف پیش بینی ها اصلا بارونی نبود بالعکس بسیار فرح بخش بود. بالاخره، مخلص کلام، که هر کی که نیومد، ضرر کرد.

ان شا الله فرصت های بعدی که اوهو، کِی؟ تا دیگه از این فرصتا پیش بیاد، با همه دوستان بریم و جوج بزنیم. آخ! گفتیم جوج، یه چیز میگیم یه چیز میشنویا؟ ان شا الله فرصت های بعدی.

منتشرشده توسط

اصم

ابوترابی + صادقی + مختاری

13 دیدگاه برای «آن چه در چیتگر گذشت؟ ( یا چیتگر، ما و جوجه کباب)»

  1. آخ گفتت…سهم اجاق….اینجا هم آقای غالبی ذی نفع بودند؟
    ولی جوجه کباب فقط دانش پز

  2. هه هی…این با اونی که زیر آلاچیق گفتم فرق داره ها!
    من نمیدونم این هی گفتنای ما چه معنی داره که این خانم فلر و محق به ما گیر دادن…:D

  3. میگم عجب فوتی میکنن این حامد.ب و مصطفی.ل جنابه غالبی.
    کافیه عکسارو ببینن تا عمق نفسشونو درک کنین

  4. والا اگه ما چیزی راجع به این هی هی بدونیم!!ا حالا بگو ببینم ما کی گیر دادیم؟؟هان؟؟؟؟زود تند سریع بگو(:

  5. اوههههههههههههه… دیگه بسه
    ندیده که دیده مِشه، عقل سرش پریده مِشه
    آخه بابا، جنبه هم خوب چیزیه
    نگا کن،حالا یه روز رفتن چیتگر…
    بابا شما دیگه قلیه را از مزه بُردِد.
    از این به بعد اگر کسی کامنت بذاره و توش به هر دلیلی از این کلمات استفاده کنه، تِر مِزنم به روحیش…بعد نگِد نگفتی.

    لیست کلمات:
    -خوش گذشت
    -واقعا خوش گذشت
    -این قدر خوش نگذشته بود
    -با تشکر از
    -جوجه
    -جوج
    -زحمت
    -جای همگی خالی
    -اونایی که نبودن
    – چیتگر
    – هوای خوب
    -عالی
    -واقعا عالی
    -دسپخت
    -میایم
    -دستش درد نکنه
    -…

  6. آقا مخلص کَلوم:
    خوش گذشت، واقعا هم خوش گذشت. این قدر خوش گذشت که تا حالا این قدر خوش نگذشته بود.جای همگی خالی، مخصوصا اونایی که نبودن. مخصوصا جناب عالی.
    آخه می دونین، توی چیتگر واقعا هوای خوب،عالی نه واقعا عالی بود.
    با تشکر از کسانی که در تهیه جوجه همون جوج زحمت کشیدند. دستشون درد نکنه. دسپختشون
    عالی بود. ان شا الله دفعات بعد هم می آییم.

  7. داود
    بازم تو اولین داوطلب حمله انتحاری شدی.
    ولی شرمنده،من به همین راحتی ها به کسی …
    خیلی باید تلاش کنی تا من کمی بهت حال بدم.

    ولی باید اعتراف کنم از این که یک نفر کم نیورد و جوابمو داد، خوشم اومد.

  8. بگو حرفی نداشتم که بزنم، چرا تریپ اعتماد به نفس و کظم غیض میآی.
    من که تیتیش نیستم حرفتو بزن. جوابتو بگیر.
    البته اگه حرفی داری.
    (-:

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.