چرا بی وفا شده ایم؟

قرارتان ساعت 18:30 است و حالا ساعت 18:25
هنوز 5 دقیقه مانده است….،از پله ها بالا می روی ،به هیچ وجه احتمال نمی دهی که زودتر از تو آمده باشد(نمی دانی چرا؟)
هنوز یکی،دو دقیقه به 18:30 مانده …،نمی توانی بنشینی…
بالاخره 18:30 می شود و او هنوز نیامده
از همین لحظه آتش نیامدن در دلت آرام آرام زبانه می کشد
هزار و یک سوال و احتمال شروع می شود….
او می آِید؟
اکنون کجاست؟
پس چرا تا به حال نیامده؟
می خواهی با او تماس بگیری ،اما می گویی کمی بیشتر صبر کن
ساعت 18:35 است و تو دیگر طاقت نمی آوری،زنگ می زنی…
(چه قدر هم صبور بودی!!!)
خونسردی ویران کننده ی او در آن سوی خط و این پاسخ کوتاه که “فراموش کردم”به ناگاه غافلگیرت می کند،تمام معادلات ذهنی ات را به هم می ریزد
از دستش عصبانی شده ای؟نه،ناراحت؟نه،نه !یک احساس تلخ ،تلخ مثل قهوه آخر فنجان
به خانه می آیی و تنها این عایدت می شود که وقتی در برابر دوستانت بدقولی می کنی ،آنها ممکن است بیش از آنچه فکر می کنی،ناراحت می شوند.

منتشرشده توسط

5 دیدگاه برای «چرا بی وفا شده ایم؟»

  1. سلام به همه،
    خوب مطمئنم این دوستت که باهاش قرار گذاشتی سمپادی نبوده، آخه سمپادیا بد قول هستن و اکثراً دیر میان (خودم هم جزوشونم) ولی دیگه فراموش کار نیستن.
    ببینم تازگیا با کی قرار می گذاری!!! همش 3 هفته نشده که بالا سرت نیستما.
    ولی باریکلا، خوشم میاد ذهنتم ذهن مهندسیه، سر قراراتم تو ذهنت معادله حل مکنی. پایه معادلات قوی بعداً خیلی به دردت مخوره.

    همگی دوستان (نخصوصاً فرزانه خانم) منو به خاطر چرتو پرتی این کامنتم ببخشند، آخه دلم واسه کامنت چرت و پرت تنگ شده، احسان کجایی که دلم خیلی هوای کامنتاتو کرده.

  2. پیش قرارها گذاشته میشه، sms ها رد و بدل میشه و زنگ موبایل ها به صدا در میآد و در نهایت با کلی مکافات زمان و مکان ملاقات ها تعیین میشه.
    کلی برنامه هاتو جابه جا می کنی تا بتونی به قرار برسی، ناگهان چند تا از دوستان sms می دن که کاری پیش اومده و نمی تونن بیان. انگار آب سردی روی سرت خالی کرده اند، فقط شرمندگی اش برای تو می مونه که قولی رو که دادی باید پس بگیری.
    همیشه از این مشکلات پیش می آد ولی نباید خیلی جدی بگیری، به رفتار عادیت ادامه بده.

  3. متاسفانه بد قولي خصلتيه که به خاطر زندگي ماشيني وارد زندگي ما شده و گاهي وقت ها اجتناب ناپذيره، ولي فراموشي به هيچ وجه قابل قبول نيست.

  4. آی گفتی!یکی چند وقت پیش با ما قرار گذاشت بیاد کوه که شب زنگ زدو کل گروهو پیچوند.

  5. دارم فکر میکنم من عجب آدم پلیدی هستم! تا حالا چند بار دیر رسیدم 😉

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.