کرگدنی که ما…. نباشیم!

نقدی بر شام پس از کرگدن!

راستش دلم نمی خواد هیچوقت خود نمایی کنم و حرفی از خودم به میون بیارم…ولی یکی از دوستان دیشب یه حرفی زد که خیلی برام سنگین بود…یه حرفی در مورد علوم تجربیا،مخصوصا پزشکیا زده شد: که ما تک بعدی هستیم و  خلاصه از این حرفا…من اونجا تک و بی یاور بودم و حرفی نزدم! و از اونجایی که در تاریخ همواره ثابت شده که نوشته از حرف ثبات و تاثیر بیشتری داره مینویسم! کاش بیاد داشتیم شاعرین بزرگی چون شهریار که طبابت می خوندن…

در زیر شعری از خودم اوردم نه برای خودنمایی برای اینکه فقط بگم ما پزشکیا…کرگدن نیستیم!

8 دیدگاه برای «کرگدنی که ما…. نباشیم!»

  1. سعید جان ! اینکه خودنمایی نیست! امیدوارم که ما را از این اشعار و افکار زیبا محروم نکنی.

  2. برادران و خواهران عزیز امیدوارم متنم تند نبوده باشه…این متن فقط جنبه ی شوخی داره و من هم چوم طنز پرداز نیستم امیدوارم شوخیم به تلخی نزده باشه،من رو از نظراتتون بی بهره نذارین
    ممنون

  3. سعیدجون من نبودم وگرنه جبهت پر بمب بود.بازم اگه بدخوا مدخوا داری عکسشو بده پاره کنیم!ولی مطمئنم بچه ها قصد مزاح داشتن،همین. زیاد جدی نگیر.
    یادم رفت شعرت بسیار زیبا بود.

  4. بابا بخدا شوخی کردم، گفتم که! اصلا کسی این حرفو نزده که…فقط قصد مزاح بود

  5. خیلی خوب بود
    .
    .
    .
    ..
    .
    ولی هر چی باشه پزشکی هستی…..

    نقص شما تجربی بودن شماست.
    🙂

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.