اعتراف

عطر گل مریم فضای خانه را پر کرده،

خاطرات شیرین با تو بودن نیز

در و دیوار خانه عکس تو را در دل خود دارد

و من چون دیوانگان به در و دیوار خیره شده ام.

نغمه حزن انگیز موسیقی در خانه طنین انداز گشته…

“تو ای پری کجایی…

قلم به دست میگیرم شاید اندکی از درد کاسته شود

ولی چه سود؟

گویا تو بهتر از من می دانستی

نوشته بودی

“هنوز درد دامنه دارد،

هنوز هم که هنوز است درد دامنه دارد….”

ولی چه زیباتر سروده بودی پیشتر از آن

“چگونه میخواهی نخواهمت؟

چگونه میتوانم نخواهمت؟”

گویا خواستن تو از توانایی من افزون است…

و من اکنون

“اعتراف می کنم ، تو بردی

و من بازنده شدن را به حلاوت بردن تو پذیرفتم!”

منتشرشده توسط

1 دیدگاه برای «اعتراف»

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.