بسوزان..

  بسوزان بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان


خاطرات عمر شیرین مرا
یادبود عشق دیرین مرا
در سکوت بی سرانجام بیابان
آتشی از استخوانم بر فروزان
در میان بوته های خشک بی جان
در غبار آسمان گرد بیابان
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری

بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

با صدای سیمین بشنويد

منتشرشده توسط

3 دیدگاه برای «بسوزان..»

  1. با سلام،
    خانم محق حالا که ما را نبردد باسی خودتون با صدای سیمین جون واسمون کنسرت اجرا کند. (از کنسرت قبلیتون که خبری نشد.)
    وگرنه باسی بذارد یک دور با ماشینتون برم جردن و بیم. تصمیمش با خودتونه.

  2. سینا
    منظورت از خودتون با صدای سیمین جون اینه که پانتومیم برامون اجرا کنن
    بعدشم میبینم خوب با سیمین جون گرم گرفتی… شاید برا اینه که هر دو تا تون “سیم سیم” هَسِد

  3. شنیدم یکی از آهنگ های زیبای خانم سیمین غانم نیز در این کنسرت اجرا شده، منم به خاطر علاقه زیادی که به این آهنگ دارم متن شعر آهنگ رو در زیر اوردم.
    گل گلدون من شکسته در باد
    تو بيا تا دلم نکرده فرياد
    گل شب بو ديگه شب بو نمي ده
    کي گل شب بو را از شاخه چيده
    گوشه آسمون پر رنگين کمون
    من مثل تاريکي، تو مثل مهتاب
    اگه باد از سر زلف تو نگذره
    من مي رم گم مي شم تو جنگل خواب
    گل گلدون من ماه ايوون من
    از تو تنها شدم چو ماهي از آب
    گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
    من شدم رودخونه دلم يه مرداب
    آسمون آبي مي شه
    امّا گل خورشيد
    رو شاخه هاي بيد
    دلش مي گيره
    درّه مهتابي مي شه
    امّا گل مهتاب
    از برکه هاي آب
    بالا نميره
    تو که دست تکون مي دي
    به ستاره جون مي دي
    مي شکفه گل از گل باغ
    وقتي چشمات هم مياد
    دو ستاره کم مياد
    مي سوزه شقايق از داغ
    گل گلدون من ماه ايوون من
    از تو تنها شدم چو ماهي از آب
    گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
    من شدم رودخونه دلم يه مرداب

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.