دو کلمه یا بیشتر حرف حساب

ببخشید سرزده مزاحم شدم، حرفهایی داشتم که میباید زودتر گفته بشه، هرچند بهتر بود دیروز و بعد از دیدگاه سید علیرضا بیان میشد ولی بدلیل عزمت به تهران فرصت نشد. قبلا ازخوانندگان علی الخصوص نویسندگان یکشنبه به خاطر برهم زدن نظم مطالب پوزش میطلبم.

اولا اینو بگم که با شدت و حدت فراوان از دوست عزیزم دکتر نظام الحسینی کمال تشکر را بکنم که نه تنها در طول تحصیل همواره دلسوز و راهنمای من بوده و هست، در اینجا هم به بهترین وجه این کار را در سطح وسیعتر و برای عامه اهالی سمپاد، انجام میدهد.(نگا! بَرقیای از خود راضی از هم تشکر مُکُنن)

ثانیا این وبلاگ تازه یکی دو هفته است که تاسیس شده (مگه شرکته؟!وبلاگ راه اندازی مِشه) و نویسنده هاش هم عموما مبتدی هستند (حتما ماخای بیگی خودت حرفه ای هستی). پس نباید انتظار نوشته های عمیق، پخته و بسیار حساب شده را از کسانی که دفعه اولشونه نوشتن را اونهم برای مخاطب عام تجربه میکنند، داشت. خصوصا اینکه باتجربه های جمع هم به دلایل مختلف مثلا شاید جوانگرایی و یا ترس پایین آمدن کلاس کار به خاطر ابتدایی بودن مطالب از نوشتن ابا دارند و گهگاه به یک دیدگاه بسنده می کنند. برای تکامل یک گروه نویسنده نوپا، اول از همه باید ترسشون از نوشتن بریزه و روشون باز بشه.(نه که باز نیس، دیگه از این بازتر بگو اصلا یه باره پاشونم جلوی هم دراز کنن). اونایی که کنترل پاس کردن مثلا برقیها(بیش بینیم با! برقی برقی! برقی بی جنبه) میدونن که هر سیستمی برای رسیدن به حالت پایدار همیشه یه مقدار percent overshoot داره که اگه بخواهیم مقدار p.o. کم بشه، باید میرایی سیستم افزایش پیدا کنه که این زمان رسیدن به پایداری را افزایش میده[1]. منظور اینکه موتور بچه های سمپاد (فِک کردم میگه موتور سمپاش!) که همون هوششون باشه،قویه؛ (البت خودتو قلم بگیر) پس سریع شتاب میگیرن و به سرعتهای بالا میرسن که این باعث کاهش زمان رله شدن افراد و بالطبع همون چیزی که دکتر (دکتر منظورش همون برقیه هست) اشاره کرد، یعنی فاصله گرفتن از هدف اصلی میشه. برای برقراری تعادل به تجربه نیازه. تجربه هم در اختیار افراد باتجربه هست که فعلا از دور دستی بر آتش دارند. انتظار میرود بعد از عبور از این پیک مثبت (باز کنترلی شد) با همون سرعت به سمت پیک منفی که دوران رکود در وبلاگ نویسی است که ، حرکت کنیم که هدف بنده از این نوشته کاهش زمان سیکل منفی است.

ثالثا چه عیبی داره و اصلا خیلی خوبه که یه عده تو برقراری ارتباط اینقدر توانا هستند که بقیه به این سرعت باهاشون رله میشن مثل خود من که در اکثر پستها مورد عنایت شما مردم شریف پرور قرار گرفتم.(بابا اجتماعی! عنایتی! وزیر ارتباطات! بی جنبه) مطمئنا این افراد قبلا جنبه و شعورشون را نشون دادن و از کسی خرده به دل نمیگیرن.(مطمئنم الان از خودش تعریف مُکُنه) تازه خود من(نگفتم، بُلَن شَم بزنم تو سرش) به جای دلگیر شدن، مرتب از این و اون پوزش میطلبم.(منظورش اینه که طلبه پوز اینو اونه!) ولی حتما سعی کنید حرمت بزرگتر کوچکتری و مخصوصا پسر دختر بودن افراد حفظ بشه تا روابط مستحکم تر، پایدارتر و بی حرف و حدیث تری شکل بگیرد.

انشاالله به سرعت شاهد پستها و دیدگاه های بیشتر و بهتری با توجه به سرازیری سیل استعدادهای نشکفته و نوشکفته به تهران در این وبلاگ باشیم. باقی حرفها را با وبلاگ نویسان در جلسه ای خصوصی مطرح میکنم.

شاد و سربلند باشید.

احسان الله بنی مختاری

****************************************

.[1] نویسنده حانذ نمره 84 کنترل در کنکور بوده و در تمام مراحل زندگی این مقوله را حس میکند.

13 دیدگاه برای «دو کلمه یا بیشتر حرف حساب»

  1. نیاز به اشاره مستقیم نیست همین که هر کسی پیش خودش حساب کارها و حرف های خودشو داشته باشه کافیه،همین که این comment ها به سمت فروپاشی مجانبی نرفت هم کافیه.

  2. با سلام خدمت دوست بسیار عزیزم آقای احسان مختاری
    این مطلبی که علیرضا در comment بهِش اشاره کِرده، هیچ ربطی به توانایی افراد در برقراری ارتباط، اجتماعی بودن آنها و سرعت رله شدن با همدیگر ندارد، اینکه محیط وبلاگ تبدیل به جایی برای کَل کَل کردن و sms بازی بشود، روند صحیحی نیست. البته من از مطالب طنز و نغز شما همیشه بهره و حَظِ کافی و وافی را برده ام. با تشکر

  3. از دوست گرامی ام جناب آقای احسان مختاری به خاطر محبتی که به من کرده اند، سپاسگزارم.
    من هم دقیقا با شما هم عقیده ام که ما در نوشتن کم تجربه هستیم ولی ایراد من نه به “طریقه” نوشتن بلکه به “موضوع” نوشته بود. جان سخن من این است که ما باید به دست به انتخاب موضوعاتی بزنیم که ارزش نوشته و خوانده شدن را داشته باشند. علاوه بر این گفته بودید که عده ای نمی نویسند تا ارزش کارشان پایین نیاید! کدام ارزش؟ مگر نه این است که نوشتن وسیله ای است برای آشنا شدن با احساس و افکار دیگران تا آبِ صافی، زنگارها را بشوید و هوای تازه ای ریه ها را بنوازد و عطر طرب انگیزی شامه خرد را معطر سازد. و چه سود است در دانستن و نگقتن! امید دارم که همگی با جواهر نوشتن گوهر جان ها را فربهی بخشیم و اوقات خوشی را با هم و در کنار هم داشته باشیم.
    اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

  4. از دوست گرامی ام جناب آقای احسان مختاری به خاطر محبتی که به من کرده اند، سپاسگزارم.
    من هم دقیقا با شما هم عقیده ام که ما در نوشتن کم تجربه هستیم ولی ایراد من نه به “طریقه” نوشتن بلکه به “موضوع” نوشته بود. جان کلام این که ما باید به دست به انتخاب موضوعاتی بزنیم که ارزش نوشته و خوانده شدن را داشته باشند. علاوه بر این گفته بودید که عده ای نمی نویسند تا ارزش کارشان پایین نیاید! کدام ارزش؟ مگر نه این است که نوشتن وسیله ای است برای آشنا شدن با احساس و افکار دیگران تا آبِ صافی، زنگارها را بشوید و هوای تازه ای ریه ها را بنوازد و عطر طرب انگیزی شامه خرد را معطر سازد. و چه سود است در دانستن و نگقتن! امید دارم که همگی با جواهر نوشتن گوهر جان ها را فربهی بخشیم و اوقات خوشی را با هم و در کنار هم داشته باشیم.
    اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

  5. 0-مطالب داخل ( ) زمزمه های در گوشی خوانندگان در حین سخنرانی من در کنفرانس گفتگوی تمدنها در DC است.
    1-چه عجب خانم کاجی؟ دیروز سری به وبلاگ نزدید؟
    راستی کدوم قسمتش در لفافه بود و نیاز به اشاره مستقیم داشت؟
    مخاطب این پست اصلا شخص خاصی نیس وگرنه میشد به جای کلی وقت تایپ کردن بهش تلفن زد،برای عامه اهالی نویسندگان وبلاگه! چه در داخل و چه در خارج کشور

    2-دایوید… خیلی ممنون،تو همیشه خیلی به من و بچه های گروه اهمیت میدی و کمک میکنی

    3-رجا… قرار نیس که همه مطالب من به کامنت سید ربط داشته باشه، فقط کامنت سید، جرقه نوشتن این متن رو در من زد و خیلی خوشحالم که حداقل تو از مطالب من همیشه! لذت بردی

    4-سید علیرضا… نکنه اگه من این پستو نمی نوشتم، تو امروز ما رو بی پست میذاشتی؟
    هر چند کامنت های تو خودش به پست کامله، ممنون

  6. من هم حس بدی به روند وبلاگ داشتم ولی حس میکنم مشکلش چیزایی نیست که شما گفتید.درثانی من فکر میکنم چیزی که گروه ما را شاخص میکرد این بود که پشت سر کسی یا چیزی گف در نمیوردم.سعی کنیم این امتیاز مثبتو از دست ندم

  7. با سلام،
    چه جالب!!! من هم احساس بدی نسبت به روند وبلاگ داشتم.
    اين هم يک نکته مثبت گروهمونه که همگی به اتفاق به مشکلات مربوط به خودمون واقفيم و مهمتر از اون سعی در برطرف کردن اون به بهترين نحو ممکن (با گفتگو) داريم. يکی نيست به من بگه کلی از اين احساسات بد ناشی از تیکه های بی مزه من تو comment هامه. به خاطر همين در اينجا فرصت رو غنيمت شمرده و از تمامی دوستانی که بهشون جسارت کردم پوزش می طلبم.
    در مورد موضوعات نوشتن هم فکر مي کنم اوضاع داره بهتر می شه و دوستان کم کم مسير خودشون رو پيدا مي کنند.
    خانم کاجی، دوست عزیز من هنوز منتظر آخرين اخبار نجوم هستم.
    يک نکته هم از اين حقیر: هميشه تو سيستم های کنترلی بازخور یک مسئله بسيار مهمه، بنابراين از دوستان خواننده وبلاگ تقاضا دارم در مورد نوشته هایی که می خونند نظر هم بدن تا هر نویسنده ای بتونه با انتقاد سازنده مسير خودش رو پيدا کنه.
    آقا يک کلام!! فقط تو کَل کَل ها نيايد تو گود، هميشه تو ميدون باشيد.
    به اميد اين که سيستم 021 سمپاد هر چه سريع تر پایدار بشه و بتونه بدون خطای ماندگار به تابع هدف خودش برسه.

  8. شرمنده. Comment بالا رو مي خواستم با اسم خودم بدم که به دوستم علی رضا جسارت نشه، آخه همه تيکه های بی مزه مال اينجانب بوده.(اسم گروهمونم رو لکه دار کردم)

  9. به به! چقدر همه امروز حرفهای خوب زدن! بابا پس تا حالا کجا بود این در افشانی ها!
    در ضمن چقدر جالبه که ظرف یه روز کلا روند نوشتن ها عوض شده، این قابلیت انطباق با شرایط جدید از خصوصیات اصلی شما تیزهوشان (و تو دراز گوش عزیز) است.

    1-دکتر، دمت گرم. اینقدر کامله و بی نقصه که هر حرف دیگه ای اضافس.
    2-خانم کاجی: این تریپ مقامات بالا خیلی بامزه بود.
    3-اگه مشکلاتش چیزای دیگه هست، بیان کنید. اگرم قابل بیان نیس، انشاالله در جلسه ای به صورت حضوری که همه نویسنده ها حضور داشته باشن، به طور شفاهی بیان کنید. مطمئنا همه استقبال میکنن.بعدشم کی جرات داره پشت سر کسی تو خونواده صباحی! گف در بیاره؟
    4-به به! آقا سینا! در مورد به تفاهم رسیدن به طور مشترک موافقم که اگه ادامه پیدا کنه، میتونه چند تا موقعیت ازدواج و زوجهای خوب ازش در بیاد.
    آآآخ!چقدر هم شکسته بندی میکنی؟! مزه هات خیلی هم بامزه بود.
    راستی تو هم کنترلت خوبه ها! بلا! دقیقا دلیل پایدار شدن سیستم ها با فیدبک همینه.
    مطمئنا اونایی که کنترل را هم پاس نکردن، کلی چیز یاد گرفتن.
    علیرضا هم اسمش با این چیزا لکه دار نمیشه،در ضمن بازهم تیکه بنداز، من تعیین میکنم بامزه است یا نه؟ممنون.

  10. با عرض سلام خدمت سمپادیهای عزیز
    راستش من با خودُم مُگُفتم اینا بالاخره چند سالی هه که با هم آشنا هستنو خلق و خوی همو مِشناسَن! پس این چیزایی که به هم مِگَن لابد توهین و تحقیر کردن کسی حساب نَمِشه. بِره همین منتظر شدم تا بیبینم عاقبت این کَل کَل ها به کجا مِرسه که به حمدالله به خیر و خوشی تموم شد! فقط من حقیر مُخاستم یَتا نکتَه رو یادآور بشم که به نظر من کَل کَل کردن گروه ها تو وب نوشتن این نیست که همدیگَه رو ضایع کُنِم و به حساب خُدمو داشته باشم رقابت کُنِم! نَه! به نظر من رقابت تو وب نبشتن, خوب نبشتن و جذب مخاطب کِردَنه! لذا من دوباره همون پیشنهاد قبلیمو تکرار مُکُنم: یه نظر سنجی برا هر گروه و هر نوشته ای بِزارِد تا خواننده ها بتونن به هر پست نوشته شده نمره بِدَن! بعد در پایان هر ماه یا هر 3ماه تو یکی از همین گردهماییهاتو به گروه برنده جایزه بِدِد.
    موفق باشِد

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.