۱/ اگر شصت پای شما زیر اجاق گیر کرده و شما آن را باندپیچی کردید هر گاه علت آن را از شما جویا شدن باید جواب بدید:” موقع تکان دادن پیانوی پاپا پام مونده زیرش”
۲/ اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته، باید بگید: ” از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم”
۳/ اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترونه زمین خوردید، باید بگید: “با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم.”
۴/ اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید: “دیشب با قهوه جوش این جوری شد”
۵/ اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته، باید بگید: “به سیم گیتارم گیر کرده”
۶/ اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده، جوابتون این باشه: “چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد”
۷/ اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید، بسیار عصبانی بگید: “الکی می گن زانتیا” ایربگ” داره”
۸/ اگر کف دست شما به قوری یا سماور چسبید، بگید: “حواسم نبود میله شومینه زیادی داغ شده بود.”
۹/ سعی کنید هرروز لباسهایتان را آپگرید کنید
۱۰/ داشتن موبایل شیک و جدید خیلی مهم است
۱۱/ برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباستان هماهنگ کنید
۱۲/ مدل مو خیلی مهم است هرچه در این زمینه هزینه کنید باز هم کم است
۱۳/ هر روز چند کلمه جدید از دیکشنری استخراج کنید تا به هنگام نیاز به کار بگیرید
۱۴/ اگر با کسی قرار میذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار برید وا ز خیابانهای شلوغ گله کنید
۱۵/ مکالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه کنید. خانومها بیشتر تمرین کنن
۱۶/ در میهمانی چای را با قند نخورید بلکه با نوک قاشق کمی شکر ریخته و فقط دو بار به هم بزنید
۱۷/ چای را به یکباره نخورید بلکه یک کم چای بخورید چند کلمه حرف بزنید کمی چای کمی حرف ….. و
۱۸/ یوگا ورزش با کلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید
۱۹/ هنگامی که کرایه میدید هیچ وقت پول خرد ندید حتی المقدور تراول یا بیست هزار ریالی بدید
۲۰/ هر روز یک روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر کجا میروید همراهتان ببرید
۲۱/ به کلاسهای آموزش موسیقی رفته و همیشه کیف گیتار به دوشتان بیاندازید
۲۲/ همیشه چوب اسکی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید
۲۳/ در رستوران یا در میهمانی نصف کباب تان را میل نکرده و در بشقاب دست نخورده باقی بذارید.
روزی هزار تا از این ایمیله برامون میاد…..خواهشا در محتوای مطالب تجدید نظر کنید
[پاسخ]
سلام
اگر یک مطلبی خواننده داره و متنش برخورنده نیست چه ایرادی داره که منتشر بشه.
خوش باشید
[پاسخ]
آقا از اینکه وب آپلود نشه که بهتره! بعدِشم این روزا همه گرفتار درس و دانشگاه هستن و هنر و استعدادا فعلا کم فروغ شده!
[پاسخ]
خانم کاجی
۱/ خوشجالم که بعد از دو هفته روزه سکوت پستی و کامنتی را بالاخره افطار کردد
۲/ چشم حتما رو محتوای مطالب هم تجدید نظر مشه
۳/ فک کنم خود شما اینقدر روی محتوای مطالب تجدید نظر کردد که یه دفعه پستتون بیست دقیقه بیشتر منتشر نشد و مورد تجدید نظر کلی قرار گرفته و هنوز هم قرار داره
۴/من فرق خیلی بارزی بین پست و میل نمی بینم، تمام پستهای گذاشته شده میتونس به صورت میل هم ارسال شه و برعکس
۵/ این وبلاگ یه فضای نامتناهی را در اختیار همه بازدیدکننده هاش قرار داده که به صورت پست و کامنت با هم ارتباط داشته باشند، من نمیدونم حالا چرا خود ما اصرار داریم که به انحا مختلف محدودش کنیم؟ یه موردش که من و داوود همیشه بهش اعتراض کردیم،اختصاص برنامه هفتگی به نویسنده هاس … چه لزومی داره که یه نفر اگه حرفی داره، منتظر نوبتش بمونه در حالیکه یه عده دو سه روزه منتظر پست جدیدن و هی مجبورن روی یه پست کامنت بدن
۶/ اگه دیدین یه پستی تکراریه، بی مزس، لوسه، در کل به گروه خونیتون نمیخوره، میتونید نخونیدش… به همین راحتی… این مطلب در مورد کامنت ها هم صادقه و به دفعات خود من ازش استفاده کردم
۷/ قبلا هم گفتم که این یه وبلاگ علمی خبری سیاسی و … نیس،(در صورت نیاز میلیونها سایت و وبلاگ معتبر در این زمینه ها وجود دارند که با یک سرچ کوچیک قابل دسترسی هستن ) هدف اصلیش پر کردن اوقات فراغت بازدیدکننده هاس بنابراین قرار نیس از این وبلاگ برای نوشتن مقاله ایده در بیاد.
۸/ شما که روزی هراز تا از این میل ها براتون میاد،معلومه که هم به این جور مطالب علاقه دارد (که اعتراض بی مورده) و هم اینکه حداکثر اگه بتونه که نمیتونه یک هزارم وقت شما را میگیره
۹/ پست ها برچسب هم تا در صورت توجه بتوند از این وفت در حای دیگری استفاده کند
۱۰/ در تایید حرف دوستان..من ترجیح میدم که روزی ۵۰ تا پست مختلف آپ بشه و هر که هرکدومش رو که خواست بخونه، البته قطعا پست هایی که بیشتر روشون کار شده باشه، بیشتر مورد توجه قرار میگیرن
[پاسخ]
یه چند مورد هم بی کلاس بازی،
۱) وقتی میری کوه هیچ غذایی با خودت برنداری و وقت غذا خوردن چون سیاه چاله همه غذای بچه ها رو ببلعی و عین خیالتم نباشه.
۲) با یک سری از بچه یزدی ها با لهجه تهرانی اونم بدون دلیل و از روی حواس پرتی حرف بزنی تازه جلوی یکی از بچه ها که هی بهت گیر بده و بگه چرا لَچچه میگیرد.
۳) پاشی بری سوپراستار و سه نفری منوی چهارتایی سفارش بدی، بعدشم زیاد بیاری و یک تیکشو بدی بقیه که تازه اونها هم سرش دعوا کنند. (این دیگه آخر جواد بازیه)
[پاسخ]
بامزه بود.
[پاسخ]