دعوتنامه

نوشته شده بوسیله : مهسا در ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ | تاریخ : ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

سلام

شرمنده که بی موقع مزاحم میشم، خواستم همه رو به جلسه دفاعم دعوت کنم.

پنج شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۸۷  معادل ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۸ معادل ۱۰ رمضان ۱۴۲۹

ساعت ۹ صبح

راضی به زحمت نیستم ولی خوشحال میشم ببینمتون

محتاج به دعای خیر همه دوستان

مهسا محق

 موضوع: طراحی و پیاده سازی نرم افزار کمک آموزشی برای آموزش رنگ به کودکان مبتلا به اوتیسم با استفاده از واقعیت مجازی

آدرس: بلوار اشرفی اصفهانی، گلزار یکم، دانشکده مهندسی پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات



تحت دسته : سمپاد
نظرات (۲۵)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۲۵ نظر برای ”دعوتنامه“

  1. اصم گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۰۴ ب.ظ | ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

    به به!بازهم یه باتجربه دیگه!
    امروز به مناسبت بازگشت باتجربه ها روز “تجربه و با زگشت ” نامگذاری شد.
    به سلامتی شما هم فارغ از تحصیل شدین؟
    با استاد هماهنگ کنین، ببینین اگه با کف بندری مشکل نداره، بچه های جنوب شهر و بندر خمیر برای رونق بخشیدن به جلسه دفاعیه بیان
    راستی چه شبی بشه این شب جمعه.
    شام ما هم فراموش نشه.

  2. راحله میرعلمی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۰۹ ب.ظ | ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

    سلام
    اول از همه مبارک باشه خیلی خیلی زیاد.
    نمیگم مقاطع بعدی چون یه شیرینی دیگه رو زودتر میخوام ;)
    و اما چند تا سوال :
    ۱- این دفاع شما ساعت نداره احیانا ؟
    ۲- اینکه ۱۱ سپتامبر برگزار میشه بعدا واسه رفتن به آمریکا مشکلی واسمون ایجاد نمیکنه ؟
    ۳- شیرینی که خبری نیست ! اگه افطاری یا شام هست بگو تا ببینیم صرف میکنه پول آژانس بدیم و تا سر کوه بیایم ;)

  3. راحله میرعلمی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۰۷ ب.ظ | ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

    این ۹ صبح نبودا . بعد از دیدگاه من اضافه شد ;)

  4. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ | ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

    سلام
    درست میگی راحله جان، بعد از کامنت تو یادم اومد که بذارم.
    شما دعا کنید، شیرینی و شام سر جای خودشه
    ایشالا قسمت همه

  5. گروه « نر» گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۴۶ ب.ظ | ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

    سلام،
    هی (صدایی از ته دل) چه روزهای خوبی دارید، بالاخره داره تموم می شه. خدا نصیب کنه.
    خوب حالا بگید ببینیم قراره به صورت رپ دفاع کنید یا سنتی؟
    فکر کنم رپ بهتره چون استادا کمتر می فهمن چی کار کردید.
    بعدشم به قول دوستمون علی رضا شما سعی کن به جای دفاع، حمله کنی. اینجوری استادا هم غافل گیر می شن.
    بابا حالا انقدر تبلیغ لازم نیست که!!! عکسُ می گم. اگه نمی گذاشتید هم میومدیم.
    موفق باشید. قربون دستتون تاریخ، ساعت و مکان شام دفاع رو هم عنوان کنید.

  6. نا شناس گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    خانم محق! آخه این گره گوری ها کی هستن که دور خودتون جمع کردین
    فکر می کنم با وجود بچه های بندر عباس و خمیر وگز و لنگه، دیگه نیازی به حضور ما نباشه.
    فقط جای محمود جهان و حسن شماعی زاده خالیه که، برای همه بندری بنوازن.
    یاد آقای سبحانی بخیرکه می گفت: واقعیت از اونجایی که واقعیت ، واقعیته. واقعیته پس مجاز نیست چون مجاز از اونجاییکه مَجاز، مَجازه ،مَجازه. حالا شما بگو ببینم چطور این دو تا پارادوکس رو برای بچه های اوتیسمی – بد بخت تر از این ها گیر نیاورده بودی – با هم جمع کرده ای؟؟؟

  7. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۲۵ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    راستی راحله جان
    دانشکده ما سر کوه نیست، آدرس که از اول بود!!

  8. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۲۹ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    ناشناس عزیز
    واقعیت می تونه مجازی باشه و حقیقت نداشته باشه و این حقیقته که مجاز نیست! اساسا شما حقیقت و واقعیت رو باهم اشتباه گرفتید که دو مفهوم کاملا مجزاست.
    در ضمن من افتخار آشنایی با آقای سبحانی رو ندارم!
    و مهمتر اینکه بچه های گل سمپاد، گره گوری نیستن!
    و ممنون از اینکه به ۰۲۱ سر زدید، ایشالا مطالبش طوری باشه که خواننده همیشگی بشید.

  9. گروه « نر» گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۹ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    باز هم سلام،
    لازم بود توضیح بدم که منظورم از عکس تبلیغاتی عکس خودتونه نه اون عکس کلاه بالا که هی عوضش می کنید. نکنه شما هم مثل آقای قالیباف از الان تبلیغات انتخاباتی راه انداختید؟! خوب حداقل بگید تا دوستان سمپادیتون هم بدونن؟! بلکه اونها هم کاری کردن. ولی خوبه ادامه بدید….
    با آرزوی موفقیت.

  10. دایوید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۲ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    میشه به ما هم بگید چه جوری میشه عکس گذاشت؟؟؟
    ما هم خیلی طلبه ایم عکس مونو بذاریم

  11. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۷ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    اینکه عکس کنار کامنت بیاد، یه پلاگینه که با نسخه وردپرس جدید ارائه میشه و قبل از اون هم میشد به صورت مجزا روی اون نصب کرد
    یه سایتی هست که باید توی اون اکانت بسازید و عکستون رو آپ لود کنید، الان یادم نیست که چه سایتی بود، پیداش که کردم بهتون میگم!

  12. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۹ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    اینم سایت مربوطه:
    http://en.gravatar.com/
    چه سرعتی دارم من!

  13. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۴۲ ق.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    فقط برای استفاده از امکانات این سایت حتما باید جاوا اسکریپت browser تون فعال باشه وگرنه نمیتونید از قابلیت هاش استفاده کنید.

  14. اصم گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۳۲ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    خانم محق، بی زحمت ایمیل این یارو ناشناس را بدد، ما یه سری حرف مردونه دارم باید یا هم بزنم. اگرندادد، روتون را از مونیتور برگردوند و دیه کامنتهای این پست را نخوند.

  15. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    ایمیل ها موقع کامنت گذاشتن ثبت میشه ولی به نمایش در نمی یاد ولی با سوء استفاده از اختیارات مدیریت میشه ظاهرش کرد:
    اینم ایمیل خانم یا آقای ناشناس:
    zettajoon@yahoo.com

  16. حمید طاهری گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۰۱ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    آخ جون دعوا! بچا بدوئد دعوا شد

  17. دادفرنیا گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۲۷ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    مبارکه ایشالا شیرینی های بعدی…

  18. ناشناس گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۲۸ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    این رسمش نیست که maile ما رو لو بدینا؟؟؟
    کاری نکند که سایتتونو هک کنما.

  19. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۳۶ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    اینم رسمش نیست که تو وبلاگ سمپادی ها به خودشون بد و بیرا بگید!

  20. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۳۶ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    ممنو مهیلا جان، ایشالا همیشه در حال شیرینی خوردن برای موفقیت های بچه های سمپاد باشیم!

  21. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۴۴ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    من می دونم این ID مال کیه!! ولی از اون این جرفا بعیده؟/؟؟؟

    احسان به من بگو ببینم تو که رمز خوندی، اگه یکی mail یکی دیگه رو بدونه و با اسم اون به ما comment بده ،اونوفت در مقابلش ما چه جوری می تونیم اصالتمونو حفظ کنیم؟؟و security سیستمو حفظ کنیم؟؟؟

    علیرضا تو بگو؟؟؟

  22. حمید طاهری گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۱۹ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    من تو اون سایت عکس رو آپلود کِردم ولی نَمیدونم چطوری اینجا بیارمش!!

  23. اصم گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۴۷ ب.ظ | ۱۹ شهریور ۱۳۸۷

    داوود سلام. این قضیه احراز اصالت را ما باید از اول لحاظ میکردیم که اینجوری نشه.
    چون هرکسی با هر Id که بخاد میتونه بدون هیچ ربط به میلی که وارد میکنه، کامنت بذاره.
    مساله خیلب بوداره.الان هم با لو رفتن این میل، هر کسی میتونه به جای ناشناس حرف بزنه
    به نظر من بهتره یه این جمله فعلا بسنده بشه که جواب نااهلان خاموشیس.
    ان شاالله یه Scheme احراز اصالت خوب واسه ایت وبلاگ ارائه میدم که کسی نتونه چرت و پرت بتویسه.

  24. دست نوشته‌های کودک فهیم » Blog Archive » به همین زودی گذشت… گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۰۵ ق.ظ | ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

    [...] یک سال پیش، دقیقا در چنین روزی دفاع کردم… شاید نیم ساعت هم نبود؛ اما هیجان و استرسش با هیچ یک از تجربیات زندگی قابل مقایسه نبود، آنقدر که همانجا با خودم عهد کردم دیگر هرگز خود را با دست خود درچنین شرایطی قرار ندهم… و وقتی تمام شد، سبک شدم، شاد و آسوده، آرامشی که خاص همان لحظات بود و امیدوارم بار دیگر، درجایی دیگر و به گونه ای دیگر تکرار شود… حضور مادرم در آن روز و روز قبلش، موهبت و نگاه های آرامش بخش آنیتای خوبم وقتی که مثل وِروِره ی جادو، آخرین امتحانم را پشت سر می گذاشتم، قوت قلبم بود. دوستان بسیاری شرمنده ام کردند در آن روز، خصوصا مدیر فنی مهربان شرکت که حضورش در اوج کاری موسسه، شگفت زده ام کرد…. دوستان بسیاری هم نبودند هر کدام به دلیلی که صدالبته محترم بود و به هیچ وجه راضی به دردسرشان نبودم اما دلم پر می کشید برای بودنشان… [...]

  25. مصطفی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۰۲ ق.ظ | ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

    این کامنت رو یه یک سالی احساس می کنم دیر گذاشتم. ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.
    “تبریک میگم”.

درج یک نظر