سلام خدمت همه ی دوستان
در خصوص روز تشکیل حلقه من مایلم ۸ اسفند نباشد چون هفته ی پر از تعطیلی هستش (دوشنبه سه شننبه و پنج شنبه تعطیل)اگر دوستان موافق باشن به هفته ی بعد منتقل کنیم یا اینکه یکی از روزهای شنبه و یکشنبه ی هفتی آینده انتخاب بشه.
ممنون میشم نظرتون رو بگین
سلام
به نظر من حلقه هم مثل پاتوق می مونه، اگه اشخاصی به دلیل مشکلات پیش آمده نتونستند در جلسه ای حضور پیدا کنند اشکالی نداره، در جلسات بعدی حضور پیدا می کنند. خیلی در زمان حلقه تغییر ایجاد نکنیم. بگذاریم حلقه یه مقدار پا بگیره.
ولی بازهم اگه نظر اعضای حلقه این باشه که زمانش عوض بشه، من برای هیچ روزی مشکل ندارم.
“با نیمه ی سنتی به حلال و حرام فکر می کنم. با نیمه ی مدرن حتا به “این”آرمیتا که به”من”می گوید, فکر نمی کنم. با چشم سنتی م هنوز دست چپ آرمیتا را می بینم که به پهلوی خشی, بدن نامحرم سقلمه زده بود.اما دروغ چرا؟ چشم دیگرم که مدرن تر است, فقط انگشت چهارم از دست چپ آرمیتا را نگاه می کرد تا ببیند آیا حلقه ای در آن هست یا نه…چشم مدرن چیزی نمی بیند…”۱
حیف است , بیاییید
————————————-
قسمتی از کتاب بیوتن نوشته ی امیر خانی
نوشته شده در ساعت ۸:۴۹ ق.ظ | ۱ اسفند ۱۳۸۷
سلام خدمت همه ی دوستان
در خصوص روز تشکیل حلقه من مایلم ۸ اسفند نباشد چون هفته ی پر از تعطیلی هستش (دوشنبه سه شننبه و پنج شنبه تعطیل)اگر دوستان موافق باشن به هفته ی بعد منتقل کنیم یا اینکه یکی از روزهای شنبه و یکشنبه ی هفتی آینده انتخاب بشه.
ممنون میشم نظرتون رو بگین
نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ | ۱ اسفند ۱۳۸۷
سلام
به نظر من حلقه هم مثل پاتوق می مونه، اگه اشخاصی به دلیل مشکلات پیش آمده نتونستند در جلسه ای حضور پیدا کنند اشکالی نداره، در جلسات بعدی حضور پیدا می کنند. خیلی در زمان حلقه تغییر ایجاد نکنیم. بگذاریم حلقه یه مقدار پا بگیره.
ولی بازهم اگه نظر اعضای حلقه این باشه که زمانش عوض بشه، من برای هیچ روزی مشکل ندارم.
نوشته شده در ساعت ۸:۴۶ ق.ظ | ۳ اسفند ۱۳۸۷
سلام به همگی.دوستم محمد و من هم می آییم.
یه نکته اینکه احتمال داره پنجشنبه (روز شهادت!!!!) تعطیل باشه یا نه؟
نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ | ۴ اسفند ۱۳۸۷
من می یام.
نوشته شده در ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ | ۴ اسفند ۱۳۸۷
با توجه به اینکه زمان جلسه تغییر نکرد، من هم هستم.
نوشته شده در ساعت ۲:۲۳ ب.ظ | ۱۲ اسفند ۱۳۸۷
“با نیمه ی سنتی به حلال و حرام فکر می کنم. با نیمه ی مدرن حتا به “این”آرمیتا که به”من”می گوید, فکر نمی کنم. با چشم سنتی م هنوز دست چپ آرمیتا را می بینم که به پهلوی خشی, بدن نامحرم سقلمه زده بود.اما دروغ چرا؟ چشم دیگرم که مدرن تر است, فقط انگشت چهارم از دست چپ آرمیتا را نگاه می کرد تا ببیند آیا حلقه ای در آن هست یا نه…چشم مدرن چیزی نمی بیند…”۱
حیف است , بیاییید
————————————-
قسمتی از کتاب بیوتن نوشته ی امیر خانی
نوشته شده در ساعت ۸:۱۱ ق.ظ | ۱۴ اسفند ۱۳۸۷
سلام به همگی
من میآم.
نوشته شده در ساعت ۸:۳۰ ب.ظ | ۱۴ اسفند ۱۳۸۷
سلام دوستان
من مسعود هستم ، همون داداش مجتبا.
اگه هنوز دیر نشده ، منم میام.
نوشته شده در ساعت ۱:۱۲ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
سلام، مسعود جان
چه مشکلی؟ تشریف بیارت.
نوشته شده در ساعت ۱:۱۴ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
من به دلیل امتحانی که دارم نمی تونم بیام، به همین دلیل از همگی دوستان عذرخواهی می کنم.
نوشته شده در ساعت ۹:۳۴ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
من هستم