دومین جلسه مستقل حلقه ادبی «یاد»

نوشته شده بوسیله : مهسا در ساعت ۱:۰۰ ق.ظ | تاریخ : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷

سلام به همه دوستان عزیز

دومین جلسه مستقل حلقه ادبی «یاد»

کتاب مورد بحث: بیوتن نوشته رضا امیرخانی

خرید آنلاین کتاب

تاریخ: پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۷

زمان: ۷-۵ بعد از ظهر

مکان: کافه نادری

کروکی محل

لطفا حضور خود را گذاشتن کامنت تا ۲ بعداز ظهر چهارشنبه ۱۴ اسفند، اعلام کنید.



تحت دسته : سمپاد
نظرات (۱۱)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۱۱ نظر برای ”دومین جلسه مستقل حلقه ادبی «یاد»“

  1. حمیده غالبی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۴۹ ق.ظ | ۱ اسفند ۱۳۸۷

    سلام خدمت همه ی دوستان
    در خصوص روز تشکیل حلقه من مایلم ۸ اسفند نباشد چون هفته ی پر از تعطیلی هستش (دوشنبه سه شننبه و پنج شنبه تعطیل)اگر دوستان موافق باشن به هفته ی بعد منتقل کنیم یا اینکه یکی از روزهای شنبه و یکشنبه ی هفتی آینده انتخاب بشه.
    ممنون میشم نظرتون رو بگین

  2. داود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ | ۱ اسفند ۱۳۸۷

    سلام
    به نظر من حلقه هم مثل پاتوق می مونه، اگه اشخاصی به دلیل مشکلات پیش آمده نتونستند در جلسه ای حضور پیدا کنند اشکالی نداره، در جلسات بعدی حضور پیدا می کنند. خیلی در زمان حلقه تغییر ایجاد نکنیم. بگذاریم حلقه یه مقدار پا بگیره.
    ولی بازهم اگه نظر اعضای حلقه این باشه که زمانش عوض بشه، من برای هیچ روزی مشکل ندارم.

  3. امیر گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۴۶ ق.ظ | ۳ اسفند ۱۳۸۷

    سلام به همگی.دوستم محمد و من هم می آییم.
    یه نکته اینکه احتمال داره پنجشنبه (روز شهادت!!!!) تعطیل باشه یا نه؟

  4. سید علیرضا نظام الحسینی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ | ۴ اسفند ۱۳۸۷

    من می یام.

  5. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ | ۴ اسفند ۱۳۸۷

    با توجه به اینکه زمان جلسه تغییر نکرد، من هم هستم.

  6. حمیده غالبی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۲۳ ب.ظ | ۱۲ اسفند ۱۳۸۷

    “با نیمه ی سنتی به حلال و حرام فکر می کنم. با نیمه ی مدرن حتا به “این”آرمیتا که به”من”می گوید, فکر نمی کنم. با چشم سنتی م هنوز دست چپ آرمیتا را می بینم که به پهلوی خشی, بدن نامحرم سقلمه زده بود.اما دروغ چرا؟ چشم دیگرم که مدرن تر است, فقط انگشت چهارم از دست چپ آرمیتا را نگاه می کرد تا ببیند آیا حلقه ای در آن هست یا نه…چشم مدرن چیزی نمی بیند…”۱

    حیف است , بیاییید
    ————————————-
    قسمتی از کتاب بیوتن نوشته ی امیر خانی

  7. امیر گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۱۱ ق.ظ | ۱۴ اسفند ۱۳۸۷

    سلام به همگی
    من میآم.

  8. سید مسعود مرتضوی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۳۰ ب.ظ | ۱۴ اسفند ۱۳۸۷

    سلام دوستان
    من مسعود هستم ، همون داداش مجتبا.
    اگه هنوز دیر نشده ، منم میام.

  9. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۱۲ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷

    سلام، مسعود جان
    چه مشکلی؟ تشریف بیارت.

  10. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۱۴ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷

    من به دلیل امتحانی که دارم نمی تونم بیام، به همین دلیل از همگی دوستان عذرخواهی می کنم.

  11. حمیده غالبی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۳۴ ق.ظ | ۱۵ اسفند ۱۳۸۷

    من هستم

درج یک نظر