برنامه گردش جمعه این هفته

نوشته شده بوسیله : داوود در ساعت ۳:۲۶ ب.ظ | تاریخ : ۸ بهمن ۱۳۸۷

سلام

محل گردش: پارک جنگلی چیتگر

زمان : ساعت ۹ صبح روز جمعه ۱۱ بهمن ماه

محل جمع شدن اولیه: ایستگاه مترو چیتگر

با توجه به رایزنی های انجام شده، دوست عزیزم آقای حامد کرمی نیا مسئوایت سرپرستی گردش یک روزه چیتگر را پذیرفته است، با توجه به تجربیات قبلی، خصوصا هفته قبل و بنا بر پیشنهاد وی و جمعی دیگر از دوستان قرار بر این شد که، برای ناهار اسباب جوجه را آماده کنیم، در نتیجه نیاز به دانستن آمار دقیق تعداد افراد شرکت کننده داریم، لذا خواهشمندم کلیه دوستانی که مایل به شرکت در این گردش هستند با گذاشتن comment اعلام حضور نمایند و احیانا اگر همراه یا همراهانی دارند نیز اعلام نمایند. آخرین مهلت اعلام آمادگی ساعت ۲ بعد از ظهر روز ۵ شنبه می باشد. لازم به ذکر است که در قبال دوستانی که دیرتر اعلام آمادگی کنند مسئولیتی نداریم.

در ضمن کسانی که زیر انداز دارند حتما با خودشون بیارند.

صبحانه یادتون نره !!!

به امید دیدار



تحت دسته : سمپاد
نظرات (۳۰)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۳۰ نظر برای ”برنامه گردش جمعه این هفته“

  1. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۳:۲۷ ب.ظ | ۸ بهمن ۱۳۸۷

    من و دوستم محمد هستیم.

  2. یاسمن آسایش گفته:
    نوشته شده در ساعت ۷:۴۵ ب.ظ | ۸ بهمن ۱۳۸۷

    به به!
    میبینم که چیتگر هر هفته ای داره میشه!
    مثل اینکه خیلی توش خوش میگذره!
    این دفعه ایشا.. خدا واسه منم قسمت کنه!

  3. مصطفی نشاسته گر گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۶ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    سلام
    من و رجا هم هستیم.

  4. داود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۹ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    خانم آسایش من که نفهمیدم، شما جمعه میآین یا نه.
    آخه جملتون کژتابی داره. صریح اعلام موضع کنید

  5. حامد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۱۸ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    دوستان اگه صبح جمعه تصمیم گرفتن که بیان بازم با خبری بهتر از بیخبریه

  6. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۵:۵۷ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    من و فلر هم هستیم!

  7. سعید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۳۹ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    من و سعید هم هستیم…:D
    آخه احتمالا انقد دست پخت حامد خشه که بخوام جا ۲ نفر بخورم…

  8. حمزه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۷:۵۷ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    من و دو تا آبجیم هم هستیم! البته با تاخیر میایم!

  9. golnar گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۴ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    ey namarda az eydye hamshiram estefade kardino bedoon ma mirin mano golshid ke nemiyam ama khosh begzare:)

  10. golnar گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۵ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    ey namarda az eydye hamshiram estefade kardino bedoon ma mirin mano golshid ke nemiyam ama khosh begzare:(

  11. حامد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۳ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    جاتون خالی ولی این ایده قبلاً بطور ضمنی و در خفا و یواشکی و در یک جلسه خصوصی مطرح شده بود.تازم اگه مردش بودت هفته پیش فرصت خوبی بود.
    راستی منو مصطفی و آبجیمم میایم

  12. سعید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۸ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    حامد مخوام بترکونیا…ایول؟…..ایول!!!!

  13. مصطفی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۸ ب.ظ | ۹ بهمن ۱۳۸۷

    حامد شرمنده،فکر نکنم بتونم بیام, جوجه ی منم بده سعیدجون بخوره؛خشتون باشه

  14. مهیلا دادفرنیا گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    سلام. اینجا چه خبره؟ جوجه کباب می دن؟ ای ول
    نمی دونین چقه سخته آدم بخواد بیاد و نتونه! دارم وسوسه می شم بیام.
    می گم هواشناسی گفته بارون می یاد نمی خواین بذارینش برای هفته های بعد ;)

  15. فرزانه کاجی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    هفته پیش خو چیتگر بودت بذارت برا هفته بعد ..تازه آبعلی و دیزین و اینجورجا ها هم الان جون میده واسه برف بازی

  16. فرزانه کاجی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۱ ق.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    اگه رفتت هم جوجه کباب منو فریز کنید هفته بعد ازتون میسونم

  17. راحله میرعلمی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۲۸ ق.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    راحله تنها،راحله بی کس، راحله آقلادی گدی یادی :( (

  18. یاسمن آسایش گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    درود به همه سمپادی ها!
    ۴ نفر!
    میایم!

  19. سعید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۳:۱۸ ب.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    نه دیگ مصطفی جان اصرار نکن که جا ندارم…;)

  20. hamed گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۲۵ ب.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    لیست پرواز بسته شد.۱۶+۱ نفر.آخه بگفته داود یه نفرم نتونسته کامنت بذاره

  21. گروه دلسوزان گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۵ ب.ظ | ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

    آآآآآآخخخخخخخخخخخخخخخییییییییییییییییییییییییییی
    این گروه جهت همدردی با افراد دلسوخته اعلام موجودیت می کند.
    جهت همدردی با دلسوختگان، از آقای کرمی نیا و سایر دوستان خواهش می کنیم که قبل از خوردن جوجه ها به مدت یک دقیقه سکوت اختیار نمایند.
    دل سوخته عزیز ما را در غم خود شریک بدان.

  22. مهیلا دادفرنیا گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    ورود یک گروه دیگر را به امت سمپاد تبریک می گوییم. خواهشمندیم این گروه “هفت نفری” نیز خودشان را معرفی نمایند تا ما بتوانیم ایشان را در غم خودمان شریک بدانیم!

    (هرچند که می شود حدس زد ;) )

  23. حمزه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۳۰ ب.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    آقا خیلی عالی بود. دست آقا حامد درد نکنه اساسی خیلی خیلی خوش گذشت. بعضی ها هم غیبتاشون داره زیاد می شه: ممد مخا، یزدانی، دادفرنیا، علیرضا نظام، راحله و فرزانه کاجی، امین حسینی
    البته یسری ها هم اینبار تو برنامه چیدگر بودن قبلنا نمی یومدن: محقق و دوست خوشکلشون. از آقا سعیدم که مار رو رسوند ممنون!

  24. مهسا محق گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۲۱ ب.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    خیلی خیلی خوش گذشت
    ممنون از همه دوستان خصوصا خانواده کرمی نیا
    جای همه دوستانی که نبودن خالی بود

  25. دست نوشته‌های کودک فهیم » Blog Archive » بعد از 15 سال… گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۲۹ ب.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    [...] برنامه امروز چیتگر بود و خیلی خوش گذشت، خیلی! ۱۵ سال بود که دوچرخه سوار نشده بودم و همون لحظه اول، درست یه قدم بیرون از جایی که دوچرخه رو گرفته بودم، خوردم زمین، به خودم گفتم که دوچرخه رو دستم میگیرم و برای همراهی بچه ها، پیست رو قدم میزنم، ولی تشویق و همراهی فلر باعث شد که سوار بشم و بعد از ۱۵ سال، ۵ کیلومتر رو رکاب بزنم، هوای سرد و تازه، خیلی خستگی ها رو باخودش برد… [...]

  26. داوود ابوترابی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۰۹ ب.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    سلام
    حامد جون دستت درد نکنه عالی بود، از بقیه دوستان هم تشکر می کنم. خیلی حال داد جای همه دوستان غایب خالی بود.
    به من که خیلی خوش گذشت امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.
    به امید دیدار در برنامه های بعدی

  27. حامد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ | ۱۱ بهمن ۱۳۸۷

    ممنون از لطف همتون.منم از دوست خوبم آقای مصطفی لیوانی که واقعاً در تهیه غذا زحمت کشیده بود از طرف دوستان تشکر میکنم.میخوایم یه زن یزی واسشون بسونیم(بگو باری کلا,بگو باری کلا) تا ورودشون بجمع ما هم مشروع تر و هم همیشگی بشه.(کی به این زن میده!)

  28. سعید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۷ ب.ظ | ۱۲ بهمن ۱۳۸۷

    مادر بزرگم،مادربزرگای قدیم…انقد نوه هاشونو دوست داشتن که نگو…اگه نوه ها یه چیزی میخواستن ۳سوت براشون جور میکردن! حالا که من عکسا رو میخوام چی؟

  29. سعید گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۵۷ ب.ظ | ۱۲ بهمن ۱۳۸۷

    راستی از حامد تشکر می کنم که خیلی زحمت کشید…و از اونایی که اومدن و باعث شدن اولین حضور من در چیتگر به همراه یزدیای عزیز خیلی خوش گذشت…خیلی خشون شد…

  30. amin67 گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۲ ب.ظ | ۱۵ بهمن ۱۳۸۷

    ای سعید ………
    بدون من خوش گذشت نامرد……..
    .
    ..
    .
    .
    .
    حتماً خوش گذشته

درج یک نظر