جمعه این هفته قرار بر این شد بریم چیتگر
ساعت ده بیرون ایستگاه مترو چیتگر منتظرتون هستیم.
روفروشی،وسایل بازی و سرگرمی به همراه بیاورید!
جمعه این هفته قرار بر این شد بریم چیتگر
ساعت ده بیرون ایستگاه مترو چیتگر منتظرتون هستیم.
روفروشی،وسایل بازی و سرگرمی به همراه بیاورید!
با سلام
در ادامه جلسات حلقه یاد کتاب “سال بلوا ” کاری از “عباس معروفی ” را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.

روز ۳۱ اردی بهشت ماه ساعت ۱۸ در محل پارک لاله (تقاطع بلوار کشاورز و خیابان کارگر شمالی) منتظر شماییم.
دوستانی که تشریف می آورند کامنت بگذارند.
پی نوشت : در صورت اعلام آمادگی ۴ نفر از دوستان جلسه تشکیل خواهد شد.
![]()
با سلام
بعد از چند ماه انفعال، مجددا جلسه ی حلقه یاد در صورت اعلام حضور ۴ نفر از دوستان، روز یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ ساعت ۱۸ در محل کافی شاپ سایه روشن برگزار خواهد گردید.
کتاب مورد بررسی همان “حدیث نفس ” حسن کامشاد خواهد بود.

دوستانی که تمایل به حضور دارند کامنت بگذارند.
ممنون
با توجه به شهادت حضرت فاطمه(س) و تداخل زمانی پاتوق با ایام سوگواری،پاتوق اردیبهشت ماه استثناٌ در این هفته در تاریخ ۳۰/۱/۱۳۹۱ برگزار میگردد.
پیشاپیش از تاخیر در اطلاع رسانی پوزش می طلبیم.
مکان، مکان همیشگی، تقاطع وصال – انقلاب، جنب سینما سپیده، کافی شاپ سایه روشن، ساعت ۱۹
با توجه به شهادت حضرت فاطمه و تداخل زمانی آن با پاتوق، پاتوق استثناً در این هفته برگزار میگردد.
پیاپیش از تاخیر در اطلاع رسانی پوزش می طلبیم.
مکان،مکان همیشگی،تقاطع انقلاب – وصال، جنب سینما سپیده، کافی شاپ سایه روشن
ساعت ۱۹
آخرین گردهمایی سال نود سمپادی های یزدی مقیم تهران اینبار در کافه هنر میباشد.
قدر لحظات با هم بودن را بدانید.برای اینکه بیشتر لذت ببرید با دوستانتان بیاید.
آدرس:خیابان انقلاب – کوچه اسکو – جنب سینما سپیده
یه ماه نبودما….. :دی
آخ چقه سرته ، دیه داشتم بر هم مبستم ، چرا هیش که نمیاد وسط گرمش کنه، یه یارویی بود اسمش امین بود ، چند روز پیش هم تولدش بود، کو چرا نمیاد پس، او گاهی وقتا یه کاروکایی مکرد…… اق چقه سوت و کوره ….. دلم پوسید…….
<=====درددل ۰۲۱ تنها…….
چشم بابا چشم …. اومدم چرا مزنی حالا ، وایسا چنان گرمش کنم که از گرما بپوسی، یه تا لیست برنامه آمده کردم که پشت کله هم اجراش مکنم.
جمعه ۲۸ بهمن ماه ۹۰
مکان : میدان دربند
ساعت حرکت : ۸:۱۸
کامنت یادتون نره…….. یا اس ام اس
باربد و شاهین دو سالی می شد که با هم زندگی می کردند. باربد از ابتدا آدم خاصی بود و تمایلات ویژه ای داشت؛ تا اینکه در شب تولد بیست و پنج سالگیش متوجه شد که یک خون آشام است.

تغییرات فیزیولوژیکی به سرعت رخ داد و باربد نیاز به خون را شدیدا احساس کرد و بنابر غریزه با خوردن خون گردن شاهین نیازش را تامین کرد. شاهین بیچاره که تا آن موقع چنین رفتار سبعانه ای از باربد ندیده بود فرار را بر قرار ترجیح داد و رفت که به پلیس خبر دهد. غافل از آنکه، دقایقی بعد، خون آشام بدشانس بر اثر خوردن خونی نا مطابق با گروه خونی اش دچار تشنج شده و مرده بود.
با سلام
از دوستانی که در انتخاب کتاب جلسه بعد حلقه را یاری کردند تشکر می کنم و از بقیه دوستان نیز جهت حضور دعوت می کنم.

کتاب ” حدیث نفس ” اثر “حسن کامشاد ” برای حلقه بعد انتخاب شده است که در روز سه شنبه ۱۱ بهمن ماه؛ ساعت ۱۷ و ۳۰ در محل کافی شاپ سایه روشن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
دوستانی که تشریف می آورند لطفا کامنت بگذارند.