Dear Friends,
Today’s Session is postponed! Most members were involved, so we put it off to a better time.
Further information on the next session will be announced here.
Regards,
Mahssa Mohegh
زندگی چیست؟
زندگی خواب خوش خاطره هاست
زندگی اشکی و از دیده جداست
زندگی نقش درون کف دست
درد وامانده ز چوب قسمت
نقش صد پینه به پیشانی و دست
Dear Friends,
As there was a coincident with Dawood birthday party, and we would like to surprise him, we technically did not have any English session. You know it was hard to hide two cakes (the second belonged to Hadi, as it was also his birthday last week!) in a cafe shop!!
So, we are going to have the session, this Monday, I mean tomorrow. Topic, and timing are the same as announced before but the place is “Sepid o Siyah” Cafe shop.
See you my friends.
Regards,
Mahssa Mohegh
Dear Friends,
I would like to inform that there will be a slight change in tomorrow’s session. The session will be held in Shabhaay e Tehran Cafe Shop.
Sorry for any inconvenience.
Hope to see you there.
Mahssa Mohegh
P.S: Please call me if you have any problem, finding the place.
شب است. شبِ اربعین حسینی. خواب از چشمانم گریخته است. ناگاه به یاد شعری می افتم که یکی از دوستان پدرم در شبِ عاشورا، در میانه بحثی برایم خواند.
“ز خون سرخ شهیدان کربلا خوشدل / دهان غنچه و دامان لاله رنگین است
نه ظلم کن به کسی، نی به زیر ظلم برو / که این مرام حسین است و منطق دین است
حسین مظهر آزادگیّ و آزادی است / خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است / که مرگ سرخ به از زندگیّ ننگین است”
و چه زیبا حکایت عاشورائیان در این ابیات آمده است. ظلم نکردن و زیر بار ظلم نرفتن. و چه تفاسیر دهشتناکی اند تفسیرهایی که آزادگی و ستم ناپذیری حسین بن علی را با جنگ پرستی برابر می نهند. حسینی که در محاصره ی شمشیرهای آخته و دشمنان برافروخته به گرمی و نرمی می گفت: “اگر دین ندارید، آزاده باشید.” و دریغا که دو راه بیشتر پیش پایش ننهادند: مرگ یا بیعت. و او دلیرانه “مرگ سرخ” را بر “زندگی ننگین” ترجیح داد تا برای ما به یادگار بماند که “الموت خیرٌ من رکوب العار”
امروز دوستی به من تذکر دادند که ای آقا، هیچ حواست هست جمعه اربعین بوده، شما برنامه گذاشتی؟
من که آب شدم.
برنامه فردا از طرف من لغوه. بقیه اش با خودتون ۸۶و ۸۷ ها.
Next English session will be held this Saturday, February the 6th 2010 on 6 pm in Sepid o Siyah Coffee Shop (Next to Sepide Cinema, Enghelab Avenue ).
Things to be done:
1- Introduce ourselves
2- Define the structure of the class
3- Discussion about “Given one-month time to do whatever you like to do, what would you like to do?”
۴- Proposing subjects for the next session
5- Introducing books to learn more
Please write a short essay about the subject (Given one-month time to do whatever you like to do, what would you like to do?), and bring it to the class, they will be collected, corrected, and re-submit to you in the next session.
Please leave a comment if you intend to join us.
Regards,
Mahssa Mohegh
زمان: جمعه ۱۶ بهمن ساعت ۹:۳۰ صبح
مکان جمع شدن اولیه: ایستگاه مترو چیتگر
هدف برنامه: دوچرخه سواری
دوست دارید با خودتون صبحونه بیارد.
اگه پایه بودد ناهار میریم.
دوستانی که تشریف میارن کامنت بذارن.
به امید دیدار شما
وبلاگ اختصاصی حلقه ابی «یاد» با خلاصه ی مباحث جلسه ی گذشته، به روز شد:
معرفی «رضا براهنی» به نقل از ویکیپدیای فارسی
نقد رمان «بعد از عروسی چه گذشت» به قلم «امیر حسین خورشیدفر»
برنامه ی آتی حلقه ی ادبی «یاد»
توی مترو، دخترک ۷-۸ ساله ای رو می بینم که یه جعبه از این ویفرهای شکلاتی دستش گرفته و هی پشت سرهم میگه: “۴ تا بسته ۵۰۰ تومن … آقا بخرید … خانم بخرید ….۴ تا بسته ۵۰۰تومن … آقا برا بچه هاتون بخرید… ” آقای سی و هفت هشت ساله ای روبروی در، کنار میله ها وایستاده، رو میکنه بهش و میگه: “بیا اینجا، برادرت میخواد ازت یه چنتایی بخره .” یه ۵۰۰ تومنی در میآره و ۴ تا ویفر می گیره بعد بهش میگه دیگه با برادرت کاری نداری، پیش خودم میگم هنوز یه چیزایی وجود داره. یه آقای دیگه که متشخص هم می زنه میگه ” آقا نیگاه کن ببین تاریخ انقضاش نگذشته باشه؟ ” آقای سی و هفت هشت ساله خودشو طوری نشون می ده که یعنی داره تاریخش رو چک می کنه و اندکی بعد مشغول باز کردن یکی از ویفرها میشه و من پیش خودم میگم ” بپا! حواست باشه! تاریخ انقضای عمرت برای استفاده از فرصت ها از دست نره. ” و دختر کوچولو رو صدا می زنم.
آقای علیرضا حشمتنژاد
دانشآموخته ۸۶ سمپاد یزد،
ضایعه درگذشت پدر گرامیتان را تسلیت میگوییم و برای آن مرحوم آرامش و مغفرت الهی و برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل آرزومندیم.
آخه با مرام، از ساعت سه بعد از ظهر پامشی میری جشنواره فیلم فجر، تنها خوری، گوشیت رو هم سایلنت می کنی، نمی گی مادر بدبختت چی می کشه؟ فقط می خواستی ما رو از خونه بکشی جنت آباد؟ اونم پشت در بسته، رو در رو با سرایدار؟ بعد ساعت ۱۱ شب که همه عشق وحالت رو کردی زنگ بزنی و بگی کاری داشتی؟ حالا ما به درک! به فکر قلب بیمار مادرت باش. تو که می دونی هر روز باید به مادرت زنگ بزنی، یه ریمایندر بذار و سر ساعت بهش زنگ بزنی و از احوال شازدش باخبرش کنی، هزینه اش هم با من. دیگه تکرار نشه که من طاقت شنیدن صدای نگران مادرت رو از پشت گوشی که میگه این بچه من خیلی بی خیاله رو ندارم. حالیت شد یا بیام حالیت کنم؟
دوشنبه ۱۳ آذر، کلاس اخلاق، استاد در حال وهوای خودش در مورد طبیعتگراها در حال صحبت بود که وارد کلاس شدم، به خاطر یه روفرشی لعنتی که مجبور شدم ببرمش خشک شویی تا لکه های چایی رو از روش محو کنه، جای همیشگیم رو توی کلاس از دست دادم و مجبور شدم ردیف اول بشینم و به گل واژه های استاد گوش بدم. تقریبا ۲۰ دقیقه مونده بود به پایان کلاس و من توی حال و هوای خودم بودم که دیدم شکوفه – دوست پریسا- دم در کلاس ایستاده و داره با ایما و اشاره یه اداهایی از خودش در میاره. بعد از یه دقیقه ناگهان تکان شدیدی خوردم و صدای تالاپی توی فضای کلاس پیچید؛ پریسا رو دیدم که پخش زمین شده بود، با صورتی سرخ شده از کلاس خارج شد و بعد از ۵ دقیقه که برگشت همچنان اشک توی چشماش بود. بعدها رفقام بهم گفتند که پاش توی صندلی تو گیر کرده و زمین خورده. حالت صورتش علاقه من را بهش صد چندان کرد.
انسانی را تصور کنید که به گزاره های زیر باور دارد.
۱-می توان به “حقیقت” دست یافت (در مقابل این گزاره که حقیقت امری غامض و پیچیده است.)
۲-تنها یک “حقیقت” وجود دارد و حقیقت “مطلق” است. (در مقابل این گزاره که حقیقت، نسبی است.)
نتیجه بند ۲ : بقیه موارد باطل است (در مقابل این گزاره که در بقیه موارد هم حقایقی وجود دارد.)
۳-من به “حقیقت” دست یافته ام.
۴-”حق” باید بر “باطل” غلبه کند.
ترکیب گزاره ها : من “حق”ام و دیگران “باطل” و “باطل” باید حذف شود.
اسکان در اقامتگاه محلی در منطقه ساحلی شیب دراز، همراه با صبحانه، ناهار، شام( غذا ها محلی است و ظاهرا خیلی خوشمزه )
رفت و برگشت با اتوبوس اسکانیا (اتوبوس در تمام طول سفر در اختیار است.)
* بازدید از جاذبه های تفریحی قشم (جزایر هنگام، جنگل حرا، دره ستارگان، غار خربس، قلعه پرتغالی ها، تنگه چاهکوه و …)
زمان حرکت : سه شنبه ۸۸/۱۲/۱۱ بعد از غروب. بازگشت به یزد: بامداد شنبه ۸۸/۱۲/۱۵٫
هزینه سفر:
»» برای اعضاء انجمن ۷۵۰،۰۰۰ ریال
»» برای سمپادی های غیر عضو ۹۰۰،۰۰۰ ریال
»» برای غیر سمپادی ها ۱،۰۰۰،۰۰۰ ریال
ثبت نام: پرداخت وجه اردو به یکی از روشهای زیر :
»» مراجعه حضوری به انجمن و پرداخت نقدی یا پرداخت از طریق پایانه فروش (POS) مستقر در انجمن.
»» انتقال وجه به شماره حساب انجمن(۱-۶۲۳۴۴۳۳-۸۱۰-۹۵۴۱) از طریق دستگاه های خودپرداز یا اینترنت بانک سامان.
»» پرداخت اینترنتی از طریق http://pay.sampad.info و انتخاب گزینه هزینه اردوی قشم در قسمت بابت پرداخت.
* در روشهای پرداخت غیر حضوری ارسال نام و نام خانوادگی به شماره پیام رسان ۰۹۳۵۶۲۳۴۴۳۳ از طریق پیامک پس از پرداخت الزامی است. در ضمن زمانی ثبت نام شما تکمیل شده است که پیامک تاییده پرداخت از همان شماره پیام رسان برای شما ارسال شود.
مهلت ثبت نام: پنج شنبه ۸۸/۱۱/۱۵٫
تذکرات:
۱- پنجشنبه ۱۳/۱۲/۸۸ تعطیل است، می توانید در برنامهریزیتان لحاظ کنید.
۲- ظرفیت محدود است و اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام کنند.(ثبت نام شما زمانی تکمیل شده است که وجه اردو را پرداخته باشید.)
جهت کسب اطلاعات بیشتر از ساعت ۸ تا ۱۴ با شماره تلفن ۷۲۶۰۱۰۳ – ۰۳۵۱ (دفتر انجمن) تماس حاصل فرمایید.
مرداد هشتاد بود، تقریبا یه ماهی از زمان برگزاری کنکور میگذشت و من از زیر بار سنگین درس خوندن در اومده بودم و به زیر بار سنگین تری به نام انتظارات و توقعات اطرافیان رفته بودم. یه مسافرت سه روزه به اصفهان و دو سه تا سفر ییلاقی به ده بالا تمام تفریحاتی بود که خانواده برای رفع خستگی این تک پسر خونواده در نظر گرفته بودن. یادمه چند باری هم با حمید و ممد که ماشین باباشو یواشکی بدون اجازه بر میداشت، تو خیابونا این ور و اون ور می پلکیدیم.
روزا گذشت و بالاخره نتایج اعلام شد، ۱۴۸ منطقه دو، تا حالا که تو ذهنم مونده ولی بعدا رو نمیدونم. حس خاصی نداشتم ولی خونواده راضی بودن. حالا دیگه وقت انتخاب رشته شده بود و هر کسی از فامیل و دوستان برام نسخه می پیچید. بابا میگفت فقط شریف، رشتش مهم نیس. دائیم که مهندس برقه میگه برقا رو از بالا به پائین ردیف کن، هر کدوم قبول شدی. اون یکی میگفت امسال صنایع توی بورسه، بزن صنایع. مدیر مدرسه هم که نگران آمار قبولی دانشگاه شریفش بود عمران شریف رو پیشنهاد میداد ولی من که عشق کامپیوتر بودم، کامپیوتر شریف، تهران و امیرکبیر رو ردیف کردم و مهر ۸۰ به دانشگاه تهران و کوی اون وارد شدم. دانشگاه آمال و آرزوها، دانشگاه حسرت.
دوباره امروز حالم سر جاش نیست، دوست دارید بدونید قضیه چیه؟ پس قصه بی سر و سامانی من گوش کنید.

آخ، خدا رو شکر، از فشار قبر راحت شدم. بالاخره رسیدم ایستگاه و بعد از لگد کردن پای یه جوون و یه مرد میانسال از مترو پیاده شدم. یه کمی خودمو رو جمع و جور می کنم و به سمت در خروجی حرکت می کنم.مردی چاق با پالتوی مشکی، در حالیکه چند بسته کوچیک و بزرگ تو دست هاشه تنه محکمی بهم میزنه و بدون اینکه یک معذرت خواهی خشک و خالی هم بکنه میذاره میره، یادم میاد چند وقت همچین قضیه ای برا دو تا جوون اتفاق افتاد که منجر به دعوای شدیدی شد، خدا رو شکر سر من برا همچین چیزایی درد نمیکنه.

زمان برگزاری: چهارشنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۸۸، از ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر الی ۹ بعداز ظهر
مکان برگزاری : امیر آباد شمالی، بعد از تقاطع فاطمی، نرسیده به پمپ بنزین، نبش کوچه اشراقی، پلاک ۱۳۲۰، کافی شاپ آدلی
شما لایق بهترین ها هستید
با ما باشید
برنامه ی آتی حلقه ی ابی یاد را از وبلاگ اختصاصی آن دنبال کنید!
Next English session will be held this Tuesday, January the 26th 2010 on 6 pm in Gandom Coffee Shop (Pashen Alley, down Valiasr Crossroad).
Things to be done:
1- Introduce ourselves
2- Define the structure of the class
3- Discussion about “A person you know is planning to move to your town or city. What do you think this person would like and dislike about living in your town or city? Why? Use specific reasons and details.”
۴- Proposing subjects for the next session
5- Introducing books to learn more
Please write a short essay about the subject (A person you know is planning to move to your town or city. What do you think this person would like and dislike about living in your town or city? Why? Use specific reasons and details to develop your essay.), and bring it to the class, they will be collected, corrected, and re-submit to you in the next session.
Please leave a comment if you intend to join us.
Regards,
Mahssa Mohegh
سلام
زمان: جمعه ۲ بهمن ۸۸، ساعت ۸:۳۰ صبح
محل جمع شدن اولیه: میدان درکه
نمی دونم وضع آب و هوا چطوره، در هر حال لباس مناسب همراه خودتون بیارید.
صبحونه هم فراموش نشه.
اگه سر موقع بیاین، ان شاالله ساعت ۱ برنامه تمومه.
دوست داشتت کامنت بذارد، نخواستتم نذارد ولی خوبی کامنت گذاشتن اینه که معلوم میشه باید منتظر چه کسانی موند. بعدا گله نکند.
قابل توجه دوستان گرامی
جلسه ی امروز (دوشنبه ۲۸ دی ماه) حلقه ی ادبی یاد، با یک ساعت تاخیر، راس ساعت ۷ برگزار می شود.
به امید دیدار
امروز سالروز فرار شاه است. شاهی که قربانی نظام استبدادی شد که خود آن را بنا کرده بود. شاهی که صدای مردم را دیر شنید. آن قدر دیر که حتی بیان این سخن که “صدای انقلاب شما را شنیده ام” نیز آتش خشم مردم را خاموش نکرد. شاهی که به قول مرحوم شاملو هر غبار راهی نفرینش می کرد. شاهی که با یاس ها با داس سخن گفت. شاهی که سربازان بی اعتقادش از فتح قلعه روسپیان می آمدند و شاهی که نفرین مادران عزادار را بدرقه خود داشت! و فرار کرد و بار دیگر در تاریخ ثبت شد که حکومت با ظلم نمی ماند. شعر زیر را مرحوم احمد شاملو در ۲۶ دیماه ۵۷ به مناسب فرار شاه سروده است.

افراد فوق که هستند و در حال انجام چه کاری می باشند؟
چنانچه مایل هستید در تاتر «روز واقعه» براساس نوشته بهرام بیضایی شرکت نمایید،
در محل تماشاخانه مهر حوزه هنری واقع در تقاطع حافظ و سمیه
در تاریخ امروز سه شنبه ۲۲ دیماه ساعت ۶:۳۰ منتظر شما حتی شما دوست عزیز هستیم.
این تاتر به کارگردانی یاسر محمودی برگزار می شود و از برگزیدگان ششمین جشنواره سراسری تئاترماه و نیز برگزیده بخش بازیگری زن، موسیقی، طراحی صحنه و کارگردانی از ششمین همایش سراسری عاشورایی است.
هزینه تاتر به صورت رایگان دریافت می شود. لطفا یک بسته دستمال کاغذی نیز به همراه داشته باشید.
Next English session will be held this Wednesday, January the 13th 2010 on 6 pm in Sepid o Siyah Coffee Shop (Next to Cinema Sepide, Inghelab Street).
Things to be done:
1- Introduce ourselves
2- Define the structure of the class
3- Discussion about “Is it better to enjoy your money when you earn it or is it better to save your money for some time in the future? Use specific reasons and examples to support your opinion. ”
۴- Proposing subjects for the next session
5- Introducing books to learn more
Please write a short essay about the subject (Is it better to enjoy your money when you earn it or is it better to save your money for some time in the future? Use specific reasons and examples to support your opinion.), and bring it to the class, they will be collected, corrected, and re-submit to you in the next session.
Please leave a comment if you intend to join us.
Regards,
Mahssa Mohegh
برای تموم اونایی که از درس خوندن و امتحانا خسته شدن
برای تموم اونایی که از مقاله خوندن و پروژه خسته شدن
برای تموم کسانی که شادن
برای تموم اونایی که نیاز به هوای آزاد دارن
برای اونایی که می خان انرژیشون رو تخلیه کنن
یک روز به یاد ماندنی در صبحگاه جمعه برفراز قله های توچال
به صرف:
تله کابین
برف بازی
ساختن نماد یادبود از گروه ۵+۱
زمان:
۸:۱۵ تا ۱
راس ساعت ۸:۱۵ جمعه ۱۸ دیماه وعده دیدارمیدان تجریش
با توجه به ظرفیت محدود و استقبال گسترده شما اولویت با کسانیست که زودتر اعلام آمادگی کنند.
وبلاگ اختصاصی حلقه ادبی «یاد» با خلاصه ای از آنچه در جلسه ی قبلی گذشت، به روز شد:
«پدر دایی جان ناپلئون» به قلم «مهسا محق» در معرفی اجمالی «ایرج پزشکزاد»
«د ِ نشنیدی کاکو!» به قلم «مهسا محق»؛ یادداشتی بر کتاب «حافظ ناشنیده پند»
«یادمان باشد»؛ برنامه ی آتی حلقه ادبی یاد
Next English session will be held this Tuesday,January the 5th 2010 on 6 pm in Sepid o Siyah Coffee Shop (Next to Cinema Sepide, Inghelab Street).
Things to be done:
1- Introduce ourselves
2- Define the structure of the class
3- Discussion about “Nowadays, with the invention of the microwave and with the popularity of fast food restaurants, food has become easier to prepare than ever. Do you think microwave ovens and fast food restaurants are beneficial to society? Use specific reasons and examples to support your answer. ”
۴- Proposing subjects for the next session
5- Introducing books to learn more
Please write a short essay about the subject (Nowadays, with the invention of the microwave and with the popularity of fast food restaurants, food has become easier to prepare than ever. Do you think microwave ovens and fast food restaurants are beneficial to society? Use specific reasons and examples to support your answer), and bring it to the class, they will be collected, corrected, and re-submit to you in the next session.
Please leave a comment if you intend to join us.
Regards,
Mahssa Mohegh

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می برد سر بی بدنش را
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پر پر زدنش را
آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را ؟!
خورشید فروزان شده در تیره گی ِ شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را
از : فاضل نظری
